فیک جیمین ( درخواستی )
عشق خاص مافیا
پارت 34
جیمین به سمت اتاق ات رفت در زد و اجازه گرفت که بره داخل
اما مثل همیشه از طرق ات جوابی نگرفت
رفت داخل دید ات بی توجه بهش روی تخت دراز کشیده و داره
رمان مورد علاقشو میخونه
جیمین : ات خواهش میکنم من دیگه نمیتونم بی توجهی هاتو تحمل بکنم
شبا نمیتونم بدون بغلت بخوابم
دلم برای اون لبای پفکی نرمت پر کشیده
من دلم برای اون ات قبلی تنگ شده لطفا
هر چی هر کاری که بگی برات میکنم اما لطفا دیگه ازم دلخور نباش
اصلا بیا منو بزن اما دیگه باهام اینجوری نباش لطفا
خواهش میکنم حداقل به خاطر خودت به خاطر اون نینی کوچولوی
توی شکمت منو ببخش
جیمین که دید ات همچنان اهمیتی بهش نمیده
روی زانو هاش فرود اومد
شروع کرد به با تمام زوری که داشت به خودش چک زدن
جوری که بعد چند تا سیلی صورتش قرمزه قرمز بود عین لبو
جیمین : تا وقتی که نبخشیم نه چک زدن به خودمو تموم میکنم
نه از اینجا بلند میشم نه از اینجا میرم بیرون
و جیمین دوباره به کارش ادامه داد
با هر سیلی که به صورت و لپای نرم جیمین میخورد قلب ات به درد میومد
بعد از چند مین دیگه نتونست تحمل کنه
دست جیمین رو گرفت و نزاشت به کارش ادامه بده
اومد پایین کنارش زانو زد و شروع به بوسیدن هر طرف صورت جیمین
جیمین از این حرکت ات کمی تعجب کرده بود
ات : ببخشید زیاده روی کردم نباید اینقدر کشش میدادم
ات : نباید میزاشتم به خودت اسیب بزنی
ات : من نباید ....
حرف ات با بوسه ی جیمین نا تموم موند
بوسه ای که ترکیبی از دلتنگی و عشق و محبت بود
ادامه دارد
پارت های قبلی در پیج قبلیم @sehr.darya هست
ممنون میشم حمایت کنید
@sehr.darya.dark
پارت 34
جیمین به سمت اتاق ات رفت در زد و اجازه گرفت که بره داخل
اما مثل همیشه از طرق ات جوابی نگرفت
رفت داخل دید ات بی توجه بهش روی تخت دراز کشیده و داره
رمان مورد علاقشو میخونه
جیمین : ات خواهش میکنم من دیگه نمیتونم بی توجهی هاتو تحمل بکنم
شبا نمیتونم بدون بغلت بخوابم
دلم برای اون لبای پفکی نرمت پر کشیده
من دلم برای اون ات قبلی تنگ شده لطفا
هر چی هر کاری که بگی برات میکنم اما لطفا دیگه ازم دلخور نباش
اصلا بیا منو بزن اما دیگه باهام اینجوری نباش لطفا
خواهش میکنم حداقل به خاطر خودت به خاطر اون نینی کوچولوی
توی شکمت منو ببخش
جیمین که دید ات همچنان اهمیتی بهش نمیده
روی زانو هاش فرود اومد
شروع کرد به با تمام زوری که داشت به خودش چک زدن
جوری که بعد چند تا سیلی صورتش قرمزه قرمز بود عین لبو
جیمین : تا وقتی که نبخشیم نه چک زدن به خودمو تموم میکنم
نه از اینجا بلند میشم نه از اینجا میرم بیرون
و جیمین دوباره به کارش ادامه داد
با هر سیلی که به صورت و لپای نرم جیمین میخورد قلب ات به درد میومد
بعد از چند مین دیگه نتونست تحمل کنه
دست جیمین رو گرفت و نزاشت به کارش ادامه بده
اومد پایین کنارش زانو زد و شروع به بوسیدن هر طرف صورت جیمین
جیمین از این حرکت ات کمی تعجب کرده بود
ات : ببخشید زیاده روی کردم نباید اینقدر کشش میدادم
ات : نباید میزاشتم به خودت اسیب بزنی
ات : من نباید ....
حرف ات با بوسه ی جیمین نا تموم موند
بوسه ای که ترکیبی از دلتنگی و عشق و محبت بود
ادامه دارد
پارت های قبلی در پیج قبلیم @sehr.darya هست
ممنون میشم حمایت کنید
@sehr.darya.dark
- ۸.۲k
- ۲۲ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط