وقتی دخترشی و بهت اهمیت نمیده

شوگا : خب منم کای رو دوست دارم اون تنها پسرمه
فهمیدی

میونگ : از ولی دلیل نمیشه که
به ات بی محلی کنی و بزنیش
شوگا : حالا تو ولش کن بیا بخواب

بعد از خواب


شوگا ساعت۸ شب بیدار شدم یادم آمد مهمونی داریم من به میونگ گفتم اونم رفت بیرون

ولی ات خونه موند

رفتم شراب‌ و چیز های دیگه برای مهمونا آماده کردم
ویو ات
داشتم درس می‌خوندم که
صدای قفل درامد ولی بروی خودم نیاوردم

یک ساعت بعد

ویو شوگا
یک ساعت گذشت و اعضا آمدن
و کلی خوش گذراندیم
تا اینکه کوک اسم ات رو آورد
اشوگا : اون درس داره نمیاد

اعضا باز اونو زندانی کردی
اون درس نداره درسته

شوگا : اره زندانیش کردم
چرا باید بیاد

اعضا : بزار حداقل بینیمش
شوگا :باشه

آمدم رو باز کردم

اعضا : سلامم ات
وایسا اون کبودی ها چی ها ها ها

( نکته : ات با یه لباس باز که کبودی بدن رو نشون میده)

شوگا :‌ اون چیزی نیست

جیمین : یعنی چی چیزی نیست
ها ها

کوک : راست میگه تو اون بچه رو میزنی
نامجون : آروم تر آن خوابه
( نکته ات خواب بو)
آت خواب بودم که
با صدای دعوا تو اتاقم بیدار شدم
ات : چیشده‌. بابا باز میخوای منو بزنی
خواب آلود کلن خواب خوابه خواب





پایان

بچه ها من روزی یک پارت
میزارم چون درسام زیاده
دیدگاه ها (۸)

درخواستی : وقتی بهت خیانت کرد

پارت ۴ویو الکس ات گفت منم پیشش بخوابم .....از اونجایی که من ...

#عشق_بعد_نفرت ادامه پارت 5پرش زمانی به فردا صبحویو اتاز خواب...

#برادر ناتنی من

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

الماس زیبای من ...

مهمونی خطرناک پارت= 9جونگ کوک: حالا راحت ترم پرنسسم و تو امش...

لیا : پس تو اتاق مهمون بخواب کوک : میشه منم پیش تو بخوابم ( ...

فیک تهیونگ

#میکاپ_آرتیست_من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط