شب قدر است ...

شب قدر است ...
و من به عادت همیشگی ام ،
پر از حرفم برایت ...
حواست را کمی به من می دهی امشب ؟!
می خواهم بغضِ چندین ساله ام را میانِ آیه های کرامتت بشکنم ...
مرا ببخش که لبریز شده ام از شکایت ؛
برایِ روزگارِ مردمی ؛
که می بینم حالشان خوب نیست
و کاری از دستم بر نمی آید ...
بچه که بودم دنیایت قشنگ تر بود ،
با دنیایت چه کردند ؟!
مهربانا ؛ تویِ دلت چه می گذرد ؛
وقتی این روزهایمان را می بینی ؟!
من به جایت بغض می کنم ، من به جایت اشک می ریزم ، فدایِ نگاه کردنت ، تو فقط تماشا کن ،
خدا که گریه نمی کند !!
خدا قوی تر از این حرف هاست !
ما که خدا نیستیم ، ما زود بغضمان می گیرد ،
ما زود کم می آوریم ... خودت که می بینی !
این گره هایِ کور فقط با دستانِ تو باز می شود !
تمامِ دلخوشیِ این روزهایمان تویی ،
جز تو فریاد رسی نداریم !
جانِ تمامِ پاکی ها ؛
می شود کمی بیشتر هوایمان را داشته باشی ؟!
از تو چه پنهان ؛ اوضاعمان هیچ جوره خوب نیست ... !
‌‌[مارو یادتون نره،محتاجیم زیاد به دعاتون💚]
#شب_قدر
1402/1/24
دیدگاه ها (۴)

عاشقانه های شبنم

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

السلام علیک یابن امیرالمؤمنین علیه السلام

#نجمه_نوشتاز بچگی با این باور بزرگمون کردن که زیاد نخندین......

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

در خواستی

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۵✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟞تردید کن که ستارگان از آتش‌اند؛ تردید کن که خورشید د...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

کاش خدا به هیچ‌کس غمِ از دست دادنِ عزیزش رو نده که بعدش بخوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط