پارت دوازده

پارت دوازده
سخنی از ادمین 👇👇
نمی خواستم بزارم اما خب صد تایی شدیم و اینکه چند نفر خیلی اسرار کردن

ا.ت تو دلش، یا خدا این چی میخواد بگه جیهوپ پارم می‌کنه
ته،بیا ا.ت
ته دست ا.ت رو میگیره
ته ،ا.ت من از همون موقع که تو پیست دیده بودمت ازت خوشم اومده بود من من خیلی دوست دارم بخاطرت هر کاری میکنم بهم یه فرصت بده تا عشقمو بهت ثابت کنم
ا.ت، ته تهیونگ من خب نمی تونم معذرت می‌خوام اما نمیشه
ته ، ا.ت من به خاطر مافیا بودنمه میزارمش کنار از کره میریم میریم یه کشور دیگه یه زندگی جدید ا.ت تو رو خدا من بدون تو نمی تونم
ا.ت، تهیونگشی من واقعا به خاطر این نمی‌گم من....اوففف..من یکی دیگرو دوس دارم
ته، ا.ت تو اون اون کیه
ا.ت، خب خب
ته،گفتم کیه ( داد شدید )
ا.ت، بگم که بکشیش اره (با بغض)
ته، اره اره می‌کشمش هر کی میخواد باشه خودم می‌کشمش
ا.ت، می‌ره تو ماشین
و ته هم میاد میشینه و به سمت خونه میرن
هوپی، سه ساعت شد دیگه تحمل ندارم داشت زنگ میزد که زنگ در خورد
نامی، اومدن زنگ نزن که در با شتاب باز شد و ا.ت اومد تو و مستقیم رفت تو اتاقش و ته هم درو تا میتونست محکم بست
جین، ته خوبی چت شده تو
ته میاد پیششون میشینه و با بغض به ا.ت پیشنهاد دادم اما اون دوسم نداره
هوپی ، تو چه غ....
نامی میزنه بهش
هوپی، خب تو چه غلطی کردی چی گفتی بهش بعدش
ته، خب من عصبی بودم و و سرش داد زدم
جیمین ویو
دیدم جیهوپ مثه چی قرمز شده فهمیدم عصبیه و رگ غیرتش زده بالا برا همین گفتم
جیمین ، خب دیگه ولش کن گذشت
ته، چی میگی تو ها میدونی من چقدر دوسش دارم فقط فقط کافیه بفهمم که کیه اونی که دوسش داره کیه خودم نابودش میکنم
جیهوپ ویو
پس برا همین ا.ت با گریه رفت بالا
جیهوپ ، بسه دیگه انقد گریه نکن وقتی دوست ندارع نمیتونی زورش کنی فهمیدی (خیلی جدی (قربون جدی شدنش)اره دیگه)
ته از خونه میزنه بیرون
نامی ، هوپی میخوای چیکار کنی
هوپی، نمی دونم وایی ا.ت حتمی تا الان کوچولوم خیلی ترسیده و می‌ره بالا که میبینم از اتاق صدای گریه میاد درو واز می‌کنه و می‌ره تو
ا.ت، برو بیرون
هوپی،ا.ت جونم منم هوپی قشنگم کی ناراحت نباش من پیشتم می‌دونم که از حرف ته ترسیدی اما من حواسم بهت هست
ا.ع، نباید نباید بفهمه اون تویی هوپی (با گریه)
هوپی ، بیا بغلم قشنگم اون الان خونه نیست رفته بیرون منم قول میدم بعد این مشکلات همه چی رو حل میکنم نمی‌زارم دیگه گریه کنی نبینم اشکاتو سانشاینم
ا.ت، دوست دارم
هوپی ،منم دوست دارم حالا میشه پیشت بخوابم
ا.ت، اره اما یه دقیقه وایسا
ا.ت، بلند میشه و می‌ره در اتاق هوپی رو از پشت قفل می‌کنه و میاد تو اتاق و در اتاق خودشم قفل می‌کنه
هوپی، الان خیالت راحته
ا.ت، اره
هوپی ،پس بیا پیشم گوگولم .......
دیدگاه ها (۲)

کوک: باشه( ترس )یون یکم شیر خورد یون: مرسی سیر شدمخواهر ته: ...

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

پارت سوم | «قرار نیست برم»ا/ت گوشی را از روی میز برداشت.— چر...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

جیهوپ: لونا من اومدم لوناویو جیهوپ رفتم توی اتاق لونا دیدم ی...

سناریووقتی می‌خوان ببوـ٫ـسنت:هری:عزیزم....آ/ت : نه زشته یهو ...

پارت ۴

ری اکشن BTSوقتی میپرسیم ...چرا زنگ زدم جوابمو ندادی..

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

واکنش پسرای توکیو ریونجرز اگه بهشون اعتراف کنی عاشقشی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط