{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

new fick part 1

Life full of pain
Part 1
نکته مهم : اگر قراره دیدتون نسبت به اعضا عوض شه نخونید..🚫
نکته : بعضی جاها اسماته و اگه جنبه ندارید و نمیخواید نخونید ...🚫
بریم سراغ داستان :

دریییینگگگگ دریییینگگگگ ( صدای آلارم )
ات : اهههه خفه شوووو
ددرررینگگگگ
ات : خفه شو مادر خررر
درینگگگگ
ات : انگار قصد خفه شدن نداری اره؟
بلاخره تخت گرم و نرم و ول کردم و بلند شم اول صدای اون آلارم فاکی رو قطع کردم بعد یه نگا به ساعت انداختم
[ساعت : ۷ شب ]
شتتتتتت دیرم شدددددددددد
بلند شدم رفتم سرویس کارای مربوطه رو انجام دادم و یه میکاپ ریز کردم و لباس پوشیدم رفتم پایین ..
ات : مامان بای بای
مامان ات : کجا دختر حداقل به چیزی بخور
ات : مرسی نمیخورم
مامان ات : مواظب خودت باش خداحافظ
(بوس هوایی )
سوار آزانس شدم و راه افتادم به سمت بار
اوه یادم رفت خودمو معرفی کنم
من اتم ۲۰ سالمه و توی یک بار کار میکنم خب من بخاطر صورتم ( خیلی قشنگه مثلا😂) ماسک میزنم و میرم توی پیست رقص و میرقصم و در نتیجه مردای هول و مست میخوان با من رابطه داشته باشن که من هر سری یکی دیگه رو جای خودم فرستادم و همه منو بخاطر رقص بینظیرم می‌شناسن و البته فک میکنن هر شب زیر یکی ام.... پدرم ک به خودش زحمت نمیده کار کنه و هنیشه پی خوشگذرونی با دوستاشه ، مادرم هم خونه داره منم تک فرزندم و خرج و مخارج با منه‌‌‌....
رسیدم به بار و مثل همیشه ماسکم رو زدم و رفتم تو رختکن و لباس مورد نظر رو پوشیدم و رفتم توی پیست و شروع به رقصیدن کردم.....
پایان پارت یک♡
خوب بود ؟😃
حتمااااا کامنت بزارید
#کوک
#وانشات_اسمات
#kook
دیدگاه ها (۱۸)

فیک تهیونگ مافیایی

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

پارت ۱ فیک:کابوسِ مدرسه

الماس زیبای من ...

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط