{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من تقصیری نداشتم !

من تقصیری نداشتم !
فقط کمی زیادی دوست داشتم
آنقدر بزرگت کردم که روز به روز کوچکتر شدم
آنقدر مهربانی کردم که دلت را زدم
که وظیفه ام شد
دوست داشتن هایم شد حساسیت بی جا
به همین راحتی " عادی " شدم و از من گذشتی
به سرعت برق جایم را به دیگران دادی
بلاک شدم تا دوستت دارم هایم رو نشنوی
پشت سرم حرف زدی تا شاید از این کوچکتر شوم
اما جان دلم ...
من دیگر کوچک نمی شوم
من دوست هایم را داشته ام
بخشش هایم را کرده ام
ولی فراموش نکرده ام ... !
فراموش نکرده ام و هنوز میسوزم از رفتنِ بی خداحافظی ات
از عشقی که به پای نا اهلش سوزانده ام
فرقی نمیکند
حالا دیگر شعله احساسم را خاموش کرده ام
من دیگر نه دلی دارم برای تو
نه جای خالی بر صندلی روبرو !
در کافه همیشگی " تنها " قهوه مینوشم
و میروم پی زندگی ام
آری !
حالا روزگاری که برایم ساخته ای که به هر لبخندی با بدبینی نگاه میکنم
بعد تو "سلام گرگ بی طمع نیست "
دیدگاه ها (۳)

ترکم تکن

وقتی دوست صمیمی هستین ولی اون دوست دختر داره ولی یه روز ... ...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت دوازدهمویو اتبا درد شدیدی توی ش...

True Love⑦آخر هفته بعدازظهربهش گفته بودم امروز به جای مطب بر...

گاهی دلم برای خودم می‌سوزه؛ برای تمام لحظه‌هایی که لبخند زدم...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

های، این هان جیسونگه، پسر تولدی امروز.خیلی خوشحالم که تونستم...

#چند پارتی تهیونگ و ات پارت 2 دسته گل کوچکی که از دو شب قبل ...

ادامه ترجمه🎂🐨🐨 تمام تلاشمو می‌کنم تا هر روز رو به بهترین شک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط