عشق در گنگ

پارتی به نام نمیدونم پارت چنده

۱
۲
۳
شروع 🎬

ا.ت مایکی رفتن پارک یه جایی نشستن

ا.ت . . . . ..
مایکی . . . ‌ ‌.
ا.ت . . . . . ‌
مایکی ‌‌. . . . .

ا.ت =نمیخوای چیزی بگی
مایکی =درسته ا.ت میخوای چیکارکنی درسته تومان یه همچین بلایی سرش اومد ولی . . .

در ذهن مایکی 🧠ا.ت ساکت بود ولی از صورتش معلوم بود ناراحت شد

مایکی =همه ناراحت شدن اما واقعا ناراحته یعنی همه ناراحتن تو مثل یه خواهر پشت همه بودی راهنمایی میکردی سرزنش میکردی همه حس میکنن جای خالیتو شین میخواد حال اِما رو خوب کنه ولی نمیشه امروز یه جلسه داخلی هست لطفا دباره برگرد پیش مون
ا.ت با اين حرف مایکی از جاش بلند شد راه رفت مایکی هم همراه ا.ت راه افتاد

ا.ت= نمیشه خودم بخوام برادرام نمیزارن اگه برادرام بزارن خودم نمی‌تونم
مایکی دست ا.ت گرفت مجبورش کرد وایسه مایکی ا.ت چشم تو چشم شدن

صحنه احساسی و حساس 🎀

مایکی =لطفا ا.ت برگرد پیش ما وقتی تو نیستی وقتی نمیبینمت انگار یه چیزی کمه یه چیزی نیست

ا.ت =منظورت چیه از این حرفا

مایکی=ا.ت من . . . . من . دوست دارم

ا.ت =چی .

مایکی =من دوست دارم بدون تو نمی‌تونم تو مثل زندگیم و دوستام برام ارزشمندی
که مایکی ا.ت بوسید (عررررررررررر)

مایکی از ا.ت جدا شد =میدونم نباید میزدمت اما اون سیلی ناخواسته به عشقم زدم

ا.ت قرمز شد

مایکی با لحن کیوت =بر میگردی دیگه درسته

ا.ت =نمیدونم تو چرا این کار کردی

مایکی =بیا بریم نزدیک ساعت جلسه تو هم با من بیا




پایان پارت نمیدونم چند
آقا نمیدونم چی نوشتم اصلا
فکر کنم یکمی بد شده باشه دیگه ببخشید این چند وقته نمی‌تونم پارت بدم دوران مدرسه داره میاد ولی با این اوقات باز سعیی میکنم دوران مدرسه پارت بدم
ممنون از شما ❤
دیدگاه ها (۷)

سناریو مایکی پارت اخر

سناریو ایدل رویایی پارت ۵

سناریو مایکی پارت اخر

سناریو مایکی پارت ۵

پارت 5

سناریو خط قرمز پارت ۲

stolen

پارت سوم | «قرار نیست برم»ا/ت گوشی را از روی میز برداشت.— چر...

سناریو بونتن پارت اخر

💜 پارت سوم | چیزی که تهیونگ فهمیدتهیونگ هنوز با همان لبخند ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط