وقتی.....(درخواستی)
پارت هشتم
که با متوقف شدن به ماشین مشکی جلوم روی زمین افتادم و با دیدن بنگچان.....
خب نمیتونم استرسم رو توصیف کنم
بنگچان بایه لبخند سوارشو و فقط منتظر باش تا برسیم خونه از ماشین پیاده شد و سمتم اومد و هرقدمی که چان جلو میآمد من دو قدم عقب میرفتم
چان:بیبی..زیادی از جایی که باید دور شدی....سوار ماشین شو...حالا(داد)
بعد از اینکه چان سرم داد زد خواستم برگردم و فرار کنم که صدای تیر شنیدم و سر جام خشکم زد و وقتی برگشتم و به چان نگاه کردم و دیدم که به تفنگ تو دسته و تفنگ رو اول به سمت آسمون و بعدم به سمت من نشونه گرفت
چان:سوار ماشین شو.....مجبورم نکن دوباره تکرار کنم
سمت چان رفتم اما هنوز هم قرار نبود سوار ماشین بشم(به خدا کرم از خودشه😑)
و فقط میخواستم تفنگ رو از چان بگیرم تا دیگه تهدیدی برام نداشته باشه توی دو قدمی چان که بودم یهویی برگشتم و دستم رو روی دستش گذاشتم و سعی کردم تفنگ رو از دستش بیرون بیارم
(آره آره احمقانست میدونم ولی میخواستم امتحان کنم)بعد از اینکه دیدم زورم به چان نمیرسه سرم رو نزدیک بازوی چان کردم و دستش رو گاز گرفتم که چان هلم داد و باعث شد به چراغ پشت ماشین برخورد کنم و بشکنمش
چان:فقط بزار برسیم خونه....میدونم باهات چیکار کنم...(با حرص)
چان بازوم رو گرفت و کشید و منو سوار ماشین کرد و روی صندلی جلو کنار خودش نشوند که یهویی صدای آژیر ماشین گشت به گوشمون خورد...(احتمالا به خاطر صدای تیر اندازی اومدن)
دوستون دارم کیم لارا ✨
#استری کیدز -#بنگچان-#لبنو -#چانگبین-#هیونجبن-#هان-#فیلیکس-#سونگمین-#جونگین-#سناریو-#تکپارتی-#چندپارتی
که با متوقف شدن به ماشین مشکی جلوم روی زمین افتادم و با دیدن بنگچان.....
خب نمیتونم استرسم رو توصیف کنم
بنگچان بایه لبخند سوارشو و فقط منتظر باش تا برسیم خونه از ماشین پیاده شد و سمتم اومد و هرقدمی که چان جلو میآمد من دو قدم عقب میرفتم
چان:بیبی..زیادی از جایی که باید دور شدی....سوار ماشین شو...حالا(داد)
بعد از اینکه چان سرم داد زد خواستم برگردم و فرار کنم که صدای تیر شنیدم و سر جام خشکم زد و وقتی برگشتم و به چان نگاه کردم و دیدم که به تفنگ تو دسته و تفنگ رو اول به سمت آسمون و بعدم به سمت من نشونه گرفت
چان:سوار ماشین شو.....مجبورم نکن دوباره تکرار کنم
سمت چان رفتم اما هنوز هم قرار نبود سوار ماشین بشم(به خدا کرم از خودشه😑)
و فقط میخواستم تفنگ رو از چان بگیرم تا دیگه تهدیدی برام نداشته باشه توی دو قدمی چان که بودم یهویی برگشتم و دستم رو روی دستش گذاشتم و سعی کردم تفنگ رو از دستش بیرون بیارم
(آره آره احمقانست میدونم ولی میخواستم امتحان کنم)بعد از اینکه دیدم زورم به چان نمیرسه سرم رو نزدیک بازوی چان کردم و دستش رو گاز گرفتم که چان هلم داد و باعث شد به چراغ پشت ماشین برخورد کنم و بشکنمش
چان:فقط بزار برسیم خونه....میدونم باهات چیکار کنم...(با حرص)
چان بازوم رو گرفت و کشید و منو سوار ماشین کرد و روی صندلی جلو کنار خودش نشوند که یهویی صدای آژیر ماشین گشت به گوشمون خورد...(احتمالا به خاطر صدای تیر اندازی اومدن)
دوستون دارم کیم لارا ✨
#استری کیدز -#بنگچان-#لبنو -#چانگبین-#هیونجبن-#هان-#فیلیکس-#سونگمین-#جونگین-#سناریو-#تکپارتی-#چندپارتی
- ۴۴.۵k
- ۰۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط