{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

محمد:

محمد:
حسین بن منصور حلاج را در ظهر ماه صیام
گذر به کوی جذامیان افتاد،
جذامیان به نهار مشغول بودند و به حلاج
تعارف کردند،حلاج بر سر سفره نشست و چند
لقمه به دهان برد، جذامیان گفتند؛
دیگران بر سر سفره ما نمی نشینند
و از ما می ترسند !
حلاج گفت؛ آنها روزه اند و برخاست !
غروب هنگام افطار، حلاج گفت؛
خدایا روزه مرا قبول بفرما...!
شاگردان گفتند؛ استاد ما دیدیم که روزه
شکستی ! حلاج گفت؛ ما مهمان خدا بودیم،
روزه شکستیم ولی دل نشکستیم...!

آنجا که دلی بود به میخانه نشستیم
آن توبه صد ساله به پیمانه شکستیم
از آتش دوزخ نهراسیم که آن شب
ما توبه شکستیم ولی دل نشکستیم !

چهارشنبه95/07/14ساعت17:56
دیدگاه ها (۳۸)

منصور حلاج را در ظهر ماه صیام از کوی جذامیان گذر افتاد. جذام...

حسین بن منصور حلاج را درظهر ماه صیاماز کوی جذامیان گذرافتاد....

منصور حلاج را درظهر ماه صیام از کوی جذامیان گذرافتاد.جذامیان...

این متن فوق العاده زیباست :منصور حلاج را درظهر ماه صیام از ک...

متن پست رو بخونید کوتاهه:)منصور حلاج را درظهر ماه صیام از کو...

"حسین بن منصور حلاج را درظهر ماه صیام از کوی جذامیان گذرافتا...

جذامیان به نهار مشغول بودند و به حلاج تعارف کردند.حلاج برسفر...

64645 سارا:.جذامیان به نهار مشغول بودند و به حلاج تعارف کردن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط