{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من آن تک درختم که دژخیم پاییز

من آن تک درختم که دژخیم پاییز
چنان کوفته بر تنم تازیانه

که خفته است در من فروغ جوانی
که مرده است در من امید جوانه

نه دست بهاری نوازد تنم را
نه مرغی به شاخم کند، آشیانه
دیدگاه ها (۱)

من آن مرغ غمگین تنها نشینمکه دیگر ندارم هوای ترانهربودند جفت...

From Hatred to My Love

مجویید در من ز شادی نشانهمن و تا ابد این غم جاودانهمن آن قصه...

مجویید در من ز شادی نشانهمن و تا ابد این غم جاودانهمن آن قصه...

مجویید در من ز شادی نشانهمن و تا ابد این غم جاودانهمن آن قصه...

سرما، اگر غلاف کند تازیانه راغرق شکوفه می کنی ای عشق! خانه ر...

کنارم نیستی بی تو، قرارم رفته انگاریفروغ و روشنی از روزگارم ...

هرکس حسینی است هزاران نشانه هستآری هنوز کرب و بلا را نشانه ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط