{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بسم رب الشهدا و الصدیقین

بسم رب الشهدا و الصدیقین
طنز شهدا

تعداد مجروحین بالا رفته بود.
فرمانده از میان گرد و غبار انفجارها دوید طرفم و گفت:
«سریع بیسم بزن عقب یه آمبولانس بفرستن مجروح هارو ببرد!»
شستی گوشی بیسیم رو فشار دادم.
به خاطر اینکه پیام لو نرود و عراقی ها از خواستمان سر در نباورند پشت بیسیم باید با کد حرف میزدیم. گفتم:
«حیدر حیدر رشید»
چند لحظه صدای فش فش به گوشم رسید و بعد صدای کسی اومد:
«رشید به گوشم»
- رشید جان حاجی گفت یک دلبر قرمز بفرستید.
+ هه هه دلبر قرمز دیگه چیه؟
- شما کی هستید؟ پس رشید کجاست؟
+ رشید چهار چرخش رفت هوا. من در خدمتم.
- اخوی مگه برگه ی کد نداری؟
+ برگه ی کد دیگه چیه؟ بگو ببینم چی میخوای؟
دیدم عجب گرفتاری شدم. از یک طرف باید با کد حرف میزدم از یه طرف با یه آدم شوت طرف شده بود.
-رشید جان از همان هایی که چرخ دارند.
+ چه می گویی؟ درست حرف بزن ببینم چی میخوای؟
- بابا از همانهایی که سفیده.
+ هه هه نکنه ترب میخواهی!
-بی مزه! بابا از همون هایی که رو سقفشون چراغ قرمز داره!
+ د لامصب زودتر بگو که آمبولانس میخوایی!
کارد میزدن خونم در نمی اومد! هر چه بد و بیراه بود به آدم پشت بیسیم گفتم.
رفاقت به سبک تانک.امیران کریمی

شادی روح شهدا امام شهدا صلوات
http://line.me/ti/p/%40yck0500m
کانال ما در تلگرام
https://telegram.me/shahid313gomnam

#شهدا
دیدگاه ها (۳)

KIM V

آخرین جمله رو با گچ سفید نوشت و دستشو از تخته برداشت."خیلی خ...

ددی خشن من

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 34سلام دخترا برای پا...

پارتت سوممقشنگام میخوام آخرش رو غمگین بزارم آخه تاحالا فیک غ...

p3 کوک: دفعه دیگه همین رفتار بشه تضمین نمیکنم همه چی درست پی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط