Dark life 🌚🌝

پارت دوازدهم رمان Dark life 🌚🌝


ا/ت : توضیح بدههه
شوگا:خب ببین اون دختر رئیس شرکتی هست ک من توش کار میکنم بعد از اینک از دانشگاه میام بعد این دختره عاشق من شده و میخواد ک من دوس پسرش شم همین من نخواستم همین گف اگ دوست پسرش نشم به باباش میگه ک منو اخراج کنه من مجبورم اصلا دوسش ندارم تو اگ دقت کردی باشی همش اون پیم داد و بعد من جوابشو دادم من تو رو خیلی دوس دارم نه اون دختر رو اگ یک کار دیگ پیدا کردم باهاش بهم میزنم چو اخراج شدن یا نشدنم مهم نیست چو کار پیدا کردم لطفا باور کن
ا/ت:راست میگی؟
شوگا:اره به جون خودت راس میگم
ا/ت:باور میکنم ولی اگ دورغ باشه ی بلای سرت میارم بعدشم جون منو قسم نخور
شوگا:خب حالا بریم خونه؟
ا/ت:من میرم خونه خودمون
شوگا:عه قهری ک هنو فهمیدم چیکا کنم اشتی شی

شوگا پیاده شد رفت طرف ی مغازه بستنی فروشی ی بستنی خرید و برگشت
شوگا: خب حالا کوچولو های مثل تو با ی بستنی اشتی میکنن
ا/ت:من کوچولو نیسم ولی مرسی

شروع کردم به خوردن بستنی ک دیدم شوگا بهم نگاه میکنه
ا/ت:چرا زل زدی به من
شوگا:به تو زل نزدم ک
ا/ت:پس به چی زل زدی؟
شوگا:به بستنی ک تو دستت
ا/ت:عمرن اگ بزارم بخوری میخواستی برا خودت بخری
شوگا:خسیس نباش دیگ
ا/ت:خسیس نیسم و نمیدم

همون لحظه شوگا اون طرف بستنی رو لیس زد و خورد
ا/ت:ایش این چیکاری بود
شوگا:ندادی خودم خوردم


رسیدیم خونه شوگا پیاده شد درو برام باز کرد و بغلم کرد گذاشت رو ویلچر و منو برد تا طبقه بالا داشت...........



پایان پارت دوازدهم ✨
اصکی ممنوع 🚫
نویسنده:YOOA


فالو کنید.
دیدگاه ها (۱)

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

True Love②①فردا (شب) تازه رسیدم خونه رمز در رو زدم و رفتم دا...

سناریو خط قرمز پارت اخر

《وقتی باهاش قهر بودی ولی...》پارت ²ویوی ا/تا/ت:خوب میشنوم جیم...

سناریو میتسویا پارت ۳

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

سناریو ایدل رویایی پارت ۴

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:5 میا:خو ا/تی من میرم دیگه مثله اینکه...

سناریو از مایکی(تومان) درخواستی😘🍒❤️برای کاربر: @maysa_shokoد...

"اگـه لـبـاسـ زیـرتـونـ رو (🗿) تـو اتـاقـشـونـ جـا بـزاریـد"...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط