(پارت۱۰)

سالن تاریک شد که نور پردازی شروع شد و اعضا روی استیج اومدن
ا/ت:واااااااااااااای یااااا قمر بنی.....
سوجین:چی داری میگی ا/تتتتتت؟؟(چونکه کره ای بود)
ا/ت:اهان..هیچی دارم....ام...اهان..میمیییرمممم جونگ کوککککککک(صدایی درحد مرگ)
اجرای اول اجرای ای نید یو بود که ا/ت و سوجین داشتن بالا پایین می‌پریدن و آرمی بمب هاشون بالا گرفته بودن و تکون میدادن اجرای بعد هم ران بود موقعی که اهنگ شدت گرفت(قسمت تاشی ران ران ران)ا/ت طوری فریاد می‌زد که حتی سوجین هم تعجب کرده بود و نگران بود که ا/ت خودشو نکشه!آخه دیگه داشت به صندلی جلو هم سرایت می‌کرد(داشت میرفت روی صندلی جلویی که البته یکی نشسته بود)
اجرای جیمین هم که شروع شد کلی حباب فضا رو پر کردن و ا/ت داشت اونها رو میترکوند و همزمان هم داشت با اجرای جیمین قش میکرد
حالا اجرای جونگ کوک که با وایر از بالای سر آرمی ها رد میشد ا/ت تمام وقت داشت برای جونگ کوک دست تکون میداد(که البته جونگکوک نمیدید)
اجرای بقیه اعضا هم تموم شد و داشتن شیرین کاری میکردن و با آرمی ها حرف می‌زدند و شوخی میکردن که ا/ت اون تابلویی که ا. طرف آرمی های ایران درست کرده بود بالا گرفت که یکدفعه نامجون گفت:عه یه آرمی از ایران هم داریم...
اعضا داشتن دنبال تابلو میگشتن که دوربین روی تابلو گرفته شد و همه ی اونها تابلو رو دیدن و خندیدن و به تابلوی ا/ت اشاره کردن
بعد از دیدن تابلو فضا شلوغ شده بود و همه داشتن باهمدیگه حرف میزدن(براشون جالب بود که اعضا تابلوی ا/ت رو دیدن)
بعد هم اعضا داشتن با آرمی ها حرف میزدن و میگفتن از داشتن شما خیلی خوشحالیم و شما باعث شدین ما به آرزوهامون برسیم
بعد نامجون اشاره کرد تا همه ساکت باشن که یکدفعه ا/ت داد زد:جییییی کیییییییی سرنگههههههه(دوست دارم به کره ای)
بعد جونگ کوک........
دیدگاه ها (۶)

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

تکپارتی جونگ کوک

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏صبح زود خونه از همیشه شلو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط