تــو چـــه می دانــی . . .

تــو چـــه می دانــی . . .
شَــب که می شـــود. . . .
گلویَـــم پُــر می شــود. . . .
پر از یک بُـغـض ِِ سَنگیـــن ,بُـغضی که نـــاخواسته می ترکَـــد و چشمـانم را پــاک ،بــارانی می کنــد. . . .
و امـا دلــم . . . .؛
دلــم پُـر می شـــود از درد ,دردهـایی پُـر از حــــرف
حـرف هــایی مملـوء از سکـــــــوت...
حرف هایی که یک بــاره در دلـم فَوَران می کننـد
و روی این دیــوار ِِ مَـجــازی آرام می گیرنــد....
و من میمانم و خوابی که سالهاست به چشمانم حرام شده ....
دیدگاه ها (۱۲)

یا فاطمه زهرا…آمده‌ام پیش تو، با لب‌های خشک و سینه‌ای که از ...

لیلیوم؛ گلی شبیه دلتنگی‌های من… 🥀🤍لیلیوم همیشه برایم شبیه آد...

در من کسی میل به پایان دارد𐚁#ستاره_طوریرفتنِ ناگهانی، شبیهِ ...

پاییز که می‌رسد، انگار کسی در دوردست‌ها آهنگ دلتنگی‌اش را بر...

پروانه جان

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝒄𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 48چند روز از برگشتن لوکاس گذشته بود،...

پاییز اومد.. مرتضی پاشایی.عکس ملکه خوب ها

هر گردی یک گردو نیست | روایتی از انقلابی‌نماها یا دلسوزان مج...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

پارت: 9 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«گفتم نمی‌دونستم.» زین یک ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط