Until the day you become mine...🙃
//ادامهی پارت قبلی//
با هر زحمتی که بود، با کمکِ بادیگارد، تورو به خوابگاه برگردوند.
هیچکی توی خونه نبود و سونگمین نمیدونست چیکار باید بکنه. فقط تورو به سمتِ اتاقت برد و روی تخت گذاشت.
همینطور که پتو رو روت میکشید گفت:" آخه چرا انقدر به خودت فشار میاری؟ اگه نبودم چیکار میخواستی بکنی؟!"
آروم موهات رو از روی صورتت کنار زد و انگشتهای ظریفت رو بینِ دستاش گرفت.
_ا/ت... تو نمیدونی من چقدر دوسِت دارم...! پس تا اونموقعی که کامل مالِ من باشی، تا اونموقعی که بتونم بی چون و چرا داشته باشمت... مراقبِ سلامتیت باش!"
پایان🌚🎀
#yuji
#تکپارتی#چندپارتی#سناریو#سناریو_درخواستی#درخواستی#استری_کیدز#اسکیز#فیک#فیکشن#رمان#وانشات#هان#جیسونگ#هیونجین#بنگچان#بنگ_چان#سونگمین#لینو#فلیکس#آی ان#آی.ان#چانگبین
با هر زحمتی که بود، با کمکِ بادیگارد، تورو به خوابگاه برگردوند.
هیچکی توی خونه نبود و سونگمین نمیدونست چیکار باید بکنه. فقط تورو به سمتِ اتاقت برد و روی تخت گذاشت.
همینطور که پتو رو روت میکشید گفت:" آخه چرا انقدر به خودت فشار میاری؟ اگه نبودم چیکار میخواستی بکنی؟!"
آروم موهات رو از روی صورتت کنار زد و انگشتهای ظریفت رو بینِ دستاش گرفت.
_ا/ت... تو نمیدونی من چقدر دوسِت دارم...! پس تا اونموقعی که کامل مالِ من باشی، تا اونموقعی که بتونم بی چون و چرا داشته باشمت... مراقبِ سلامتیت باش!"
پایان🌚🎀
#yuji
#تکپارتی#چندپارتی#سناریو#سناریو_درخواستی#درخواستی#استری_کیدز#اسکیز#فیک#فیکشن#رمان#وانشات#هان#جیسونگ#هیونجین#بنگچان#بنگ_چان#سونگمین#لینو#فلیکس#آی ان#آی.ان#چانگبین
- ۱۴.۱k
- ۱۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط