I said that you only can go there with me...🙃

//ادامه‌ی پارت قبلی//
وقتی به پشت سرت نگاه کردی، هیونجینو دیدی که حتی با اخم بزرگی که روی صورتش بود، از همیشه جذاب‌تر به‌نظر میرسید.
همه‌ی دوستات با دیدنش دستاشون رو جلوی دهنشون گرفته بودن و متعجب بهش خیره شده بودن.
هیونجین نگاهِ خشمگینی بهت انداخت و بعد، به سمتِ کیفت هجوم برد و درش رو باز کرد.
گوشیت رو بیرون کشید و جلوی صورتت گرفت.
با صدای بلندی داد زد:" ۴۰ بار! ا/ت ۴۰ بار بهت زنگ زدم. هزاربار پیام دادم. حتی یک بار هم نگاهشون نکردی؟!"
○ه... هیونجین...
_گفته بودم فقط اجازه داری با من بیای بار مگه نه؟ اونم... اونم با این وضعیت...؟
دیگه ادامه نداد و محکم دستت رو گرفت و از اون مکان خارج کرد...
//دیگه نمیدونم چیشددددد🙈//
پایان🌚🎀
#yuji
#تکپارتی#چندپارتی#سناریو#سناریو_درخواستی#درخواستی#استری_کیدز#اسکیز#فیک#فیکشن#رمان#وانشات#هان#جیسونگ#هیونجین#بنگچان#بنگ_چان#سونگمین#لینو#فلیکس#آی ان#آی.ان#چانگبین
دیدگاه ها (۲)

happy birthday...

❤️‍🔥 قرار نبود عاشقت بشم𝑷𝒂𝒓𝒕 4 | چرا باهاش اومدی؟!صبح روز بع...

free from the court (p9)

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_19فصل دهم | سؤا...

#چندپارتیلینو/ا.تP:3«من می‌دونم چه احساسی داری. می‌دونم چقدر...

"من... نمیتونم بکشمت. " پارت پنج.(اخر) دازای اروم نفسش ر...

the end-part 3

وقتی اون تو رو به سرپرستی میگیره و..p38ویو ساعت ۲ بعدازظهربع...

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

رفتار سرد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط