Your punishment is too harsh...🙃

//ادامه‌ی پارت قبلی//
تند تند با دوستت خداحافظی کردی، به سختی کلید انداختی و با استرس وارد خونه شدی.
خونه تاریک بود؛ فقط نور کمی که از آباژور میومد، قسمتی از سالن رو روشن کرده بود.
وقتی در رو بستی و نگاهی به داخل خونه انداختی، با صحنه‌ای که دیدی نفست بند اومد.
جونگین روی یکی از مبل‌های راحتی جلوی تلویزیون نشسته بود و همینطور که سرش رو بین دستاش قرار داده بود، روی زمین با پاهاش ضرب گرفته بود؛ به حالتی که هرکسی میدیدش، سریع متوجه میشد که عصبانیت از سرتاپاش میبارید!
با دیدنت، با اخمِ عجیبی بلند شد و به سمتت اومد.
همینطور نزدیکت میشد و با هر قدمی که جلو میومد، تو همون قدم رو عقب میذاشتی.
تا جایی که به دیوار برخورد کردی و جونگین سرش رو در راستای صورتت قرار داد.
صدای نفس‌های داغش رو روی اجزای صورتت حس میکردی.
_اومم... بوی الکلی که میدی عصبیم میکنه...!
با نزدیک‌تر کردن صورتش بهت، مجبور شدی چشمات رو ببندی.
با ترس گفتی:" ج... جونگین..."
بدون توجه به حرفت، بوسه‌ی ریزی روی لاله‌ی گوشت گذاشت و زمزمه کرد:" پس بدون اینکه من بدونم... میری بیرون... بدون اجازه‌م میری بار... مست میکنی... جواب تلفنم رو نمیدی و تا ساعت دو خونه نمیای... کاری میکنی که تا حد مرگ نگرانت بشم..."
موهات رو از روی صورتت کنار زد و همینطور که انگشتش رو نوازش‌وار روی گونه‌ت میکشید ادامه داد:" اینایی که گفتم... تنبیهشون سنگینه ها! تحملش میکنی؟!"
○جونگین... من...
اجازه نداد حرفت رو ادامه بدی و بی‌وقفه لباش رو روی لبت کوبید...
پایان🌚🎀
#yuji
#تکپارتی#چندپارتی#سناریو#سناریو_درخواستی#درخواستی#استری_کیدز#اسکیز#فیک#فیکشن#رمان#وانشات#هان#جیسونگ#هیونجین#بنگچان#بنگ_چان#سونگمین#لینو#فلیکس#آی ان#آی.ان#چانگبین
دیدگاه ها (۶)

happy birthday...

free from the court (p9)

هم سلولی خطرناک (part5) ماشین توی جاده‌ی تاریک پیش می‌رفت چر...

#دوپارتیجونگین/ا.تP:2بعد از اینکه آسانسور تو طبقه آخر ایستاد...

"همه چیز از اونجا شروع شد!....🥊🎭🎸"#part_28🍷🎸فقط میدونم که قب...

intertwined fate of two enemies-part 19

درخواستی شینیچیرو

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 55لیویا صداش رو بالا...

وقتی مریض بودی ولی …

سناریو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط