{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

...

...
یه روز میاد من و تو یه نی نی داریم..👶 😄
کوچولوی کوچولو..انقدر که بلد نیست راه بره..😂
پوشک میپوشه...4 دستو پا میره..😂 😂
دستاشو میگیریم تا یکم وایسه..اما میفته..
دیگه خسته میشی..دراز میکشی بغلش و داد میکشی عسل بابا کیه؟؟😍
اما نینیمون نمیتونه حرف بزنه..😂 😂
گنگ بهت خیره میشه..منم شاهد این صحنه هام..😍
میگی بهت گفتم عسل بابا کیه توله ی من...😍
اما یه روز میاد دو سالش میشه..یکم حرف میزنه..لباسامو میپوشه و میگه بابایی خوشگل شدم..؟؟😊
میگی بزغاله این که لباسای خانم منه..😅 😂 😂 😂
میگه بابایی بهش نگیا اما من لباساشو پوشیدم تا با تو ازدواج کنم..😂 😊
من میگم نخیر نخیر قبول نیست...این شوهر منه...عشق منه..کسی حق نداره باهاش ازدواج کنه..مال خودمه..💖 😝
میگی عیب نداره..این توله میشه هووت...قبوله؟؟😍 😄
من و نینی دوتامون جیغ میکشیم قبوله..بعدم ماچت میکنیم..💋 😅 😀 😃
مطمئنم میرسه اون روز...منو تو بهترین مامان بابا میشیم 💖 👫 😍
خخخخ
دیدگاه ها (۳۲)

یه چیزی هست باید بگم، برای همه نیست

Do I love him, or do I hate him?p¹⁹دختر یه جوری پرید بغل جون...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.3ته مین:خب وقتی با...

professor Riddle,p51

پارت یازدهم ویو جونگکوک -۰ داشتم توی حیاط قصر قدم میزدم و به...

پارت دو یوری: مامان دلم برات تنگ میشه خداحافظ لیا: خداحافظ م...

marry without love part 2

part : 51chapter : 2.......... 2 روز بعد ..........در طول ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط