دعــوا ســاده

₽⁴
ات: تو میکاپر تهیونگی؟
&: بله
ات: اصن میدونی من کیم؟
&: دوستشون دیه(اسکلی؟ زنشه کصخل)
ات: 🗿...من زنشم کیم ات
&: واییییی خانممم کیممم *تعظیم
ات: وا چته
&: ببخشید اکه اشتباهی کردیییممم
ات: الکی نمال اوکی...دلیلشو از یونگی بپرس(یونگی دوست ده ساله اته)
&: چشم رفت
تهیونگ: ات چیمیگفتی
ات: فوضول عاقا برو میکاپتو بکن
تهیونگ: اوردمت تست مدل
ات: چیچیییی میگفتی یچی مناسب میپوشیدممم
تهیونگ: 🫥اروم باش عه اوک..استرس نداشته باش
ات: پوفففف باشه
ات ویو
بردنم واسه تست بعد کلی عکس واسه ژستو فدو این چیزا یهو پی دی نیم زلزد بم
ات: پی دی نیم بیشعور نباش
پی: مزنمتا فک کردی کی تهیونگ خودش خر منه
ات: زرتو بزن
پی: اوکی میتونی بری واسه عکسبرداری با وایسا یه پیام از برند ساین اومد چه رزود سین زد سر دعوت تهیونگ به فشن شو خو دو روز جواب نداد بعد الان....پشمامممم
ات: چیشده....پشمامممم
پی: عععع قبولت کردن نکنم مث تهیونگی
ات: از تهیونگ خوشگل ترم بدون منو باهاش مقایسه نکن
تهیونگ: اهم
ات: اهمو درد ترسیدم چته
تهیونگ: پشت سر غیبت میکردی؟
ات: نه فقط تعریف کردم رفت
کوک: واااا چش بود...تهیونگ چه غلطی کردی نکنه به جیمین گوش دادی بیستو راند کردی بشرو
تهیونگ: خب...نه بخدا...فقط فک کنم عصبیه
جیمین: نکردیششششش....میکردیشششش خوووووو که راه نره حداقل
هوپی: دهنتو ببند
&: یونگی اوپا
یونگی: بله
یهو همه پسرا برمیگردن سمتشون
&: تو میدونی خانم کیم چجور عصبی میشن
یونگی: مگههه عصبیی شددددپ
&: نه بخدا
یونگی: اخیشششس بخیر گذذشت
تهیونگ: وا ات کی عصبی شد چته یونگی
یونگی: باا تو نمیدونی.....من ده ساله ا ات دوستم تو نمیدونستی تمامممم رازاشو میدونم و اینکه..عصبی بشه...ممکنه ادم بکشه
تهیونگ: ههههه خندیدیم ات عمرا
یونگی: اعصبانیت منو دیدی؟
تهیونگ: اره مث صگ میشی
یونگی: اون پلاسشه
کوک: فاخ
جین: بچها صدا مساد...ما اینجا ایدل دختر نداشتیم که
نامجون: بچها کرمتون نگیره...میخام ببینم کیه
جیمین: عهههه هیونگگگگگ توهم به ما اضاف شدییی
رفن سمت صدا دو باز کردن دیدن ات داره گیتار میزنه میخونه اهنگ(i wanna be a slave اگه اشتباه ننوشته باشم)
تهیونگ: ات؟؟
ات: ایییی گلوم..شماها چرا مثل کرم ریختین روهم
ک یهو هفتا باهم افادن داخل
ات: وا با کیا دوستم
کوک: ات راستش ما درباره اعصبانیتت
ات: میخای اعصبانیتمو ببینی*نگاه ترسنتک ب کوک
کوک: گوهخوردم زنداداش
ات رفت
تهیونگ: یونگی چرا انقدی ریلکسییی
یونگی: انقد منو با این قیافش مشت زده...واسم عادیه
هوپی: ضربو شتم؟ شوخی میکنی نه
یونگی: اوهههه اونقدری که چنگم زده مشت زده داد زده واسم عادیه
ک یهو صدای داد اومد یهو....
دیدگاه ها (۳)

#عشق_بعد_نفرتپارت 11"سه ساعت بعد" کوک: من دیگه نمیتونم پوففف...

سناریو درخواستی

پارت 5 رمان🦋 عشق مدرسه ای🦋اون کسی نبود جز جون کوک دوست پسر ق...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت پنجم » تهیونگ بود . جونگکوک با عصبانیت...

THE FIRST KISSPART: 6ات: دستم وحشی (گریه) تهیونگ: چته مگه نگ...

پارت ۹ گفت آره حالا همتون برین استراحت کنین دیگه کاری با هات...

From Enmity to Love

پارت هجدهم شب عروسی آت. وای دخترا میکاپتون تموم نشد( آرایشگر...

#درخواستیپارت ۳که یهو همه وارد دستشویی شدن و خشکشون زد...چند...

#playmate p¹¹⁴ات ویو:با سردی بادی که به صورتم میخورد کم کم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط