🔺 راحت باش؛ فکر کن مادرتم😳

🔺 راحت باش؛ فکر کن مادرتم😳
🔸 طناز طباطبایی:
«روزهای اوّل روح‌الله خیلی خجالت می‌کشید؛ می‌خواستم دستشو بگیرم گفتم فکر کن من مادرتم؛ هر کاری که با مادرت می‌کنی با من هم می‌تونی بکنی!!!»

👈 با همین استدلال، تو خیلی موقعیت‌های دیگه هم میشه خیلی راحت بود ...😐

واقعاً ما داریم کجا میریم؟
ایستگاه بعد ، ناجوانمرد نقاش 😏
#هنر_گند




‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‎‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌
دیدگاه ها (۲)

فیک: بابای سخت گیر من — part 14[سوآ پشت سر کوک وارد اتاق مطا...

Forbidden love①②ا/ت: جئون جونگ‌کوک؟ تو اینجا چیکار می‌کنیکوک...

part 61تهیونگ ساندویچ آلینا رو نصف کرد که راحتر توی دستش جا ...

پارت ۲۲ — تهیونگ، نه! تو نمی‌تونی همین‌طوری—— می‌تونم.صدایش ...

007-پنهان در مه - پارت ۸۲

ابلیس

آوای شب پارت ۲۵ویو نویسنده انیا بعد از اون اتفاق دیروز از ار...

THE FIRST KISSPART: 6ات: دستم وحشی (گریه) تهیونگ: چته مگه نگ...

پارت یک رمان جدید ( هنوز اسم نداره 🤣 )

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۸سرعت زیادش رو کنتر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط