{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انگار دستام سرده سردن

انگار دستام سرده سردن
انگار چشمام شب تارن

آسمون سیاه ابر پاره پاره
شرشر بارون داره میباره

حالا رفتی و من تنها ترین عاشقم رو زمین
تنها خاطراتم تو بودی فقط همین

رفتی برو تنها بمون
با غصه ها همرا بمون

دیگه نمی تونم خسته خستم
طلسم غم رو زدم شکستم

داره چشمام ابر بارون
رو گونه هام شده روون

رفتی و رفتی تنها می مونم
تا آخر عمر واست می خونم

حالا رفتی و من تنهاترین عاشقم رو زمین
تنها خاطراتم تو بودی فقط همین
دیدگاه ها (۳)

ﺣﺎﻻ ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯾﺖ ﭼﺘﺮ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﺑﺮﺍﯾﻢﺣﺎﻻ ﮐﻪ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﻧﻤﯽ ﺑﺎﺭ...

خدایاکودکیــــــــــــــم " راگرفتی جوانـــــــــــی " دادی ...

لعنت به فردایی که بی تو درد داردبه این جهان که خصلتی نامرد د...

گندمی هستم که افتادم به پای داسِ توزردی من شد شبیه سرخی گیلا...

نشان سوخته.

🩸 نیشِ نیمه‌شبقسمت اول — آن شب که جونگین پیدایت کردبارون از ...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت دهم: منطقِ بی‌رحم و مرزهایِ شکسته ⛓️...

قلب من رو با این بی توجه‌ایت به درد نیار...گرمای دستای بزرگش...

part : 13. هیچ ترسی درونشون دیده نمیشد و انگار روزی هزار بار...

#تکپارتیموضوع:(وقتی برای اولین بار بدون میکاپ مارو میبینن و ...

پارت سیو یکم🔥عشق ابدی ما🔥شدو: ....🙄در زهن النا: این کیه من پ...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت بیست و پنجم: مراقبتِ سمی، طلوعِ کابو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط