#نهنگ_پنجاه_دو_هرتز

#نهنگ_پنجاه_دو_هرتز

#پارت_بیست_و_دوم

خون تویِ رگام خشک شد..جیغِ خفه ای زدم و با‌ دستی که رویِ دهنم بود از توالت دور شدم.تلو تلو میخوردم و تعادلم رو از دست داده بودم،وحشت کرده بودم،هیچوقت همچین چیزی تو عمرم ندیده بودم.
دهنش خونی بود..خون بالا آورده بود؟اشک از گونه هام سر خورد،نگرانش شدم،برایِ اولین بار.
رفتم سمتش و لب زدم..

جونگکوک:ت_تهیونگ....چه بلای سرت اومده؟*نگران

ویو تهیونگ*
وقتی اسممو صدا زد انگار دنیا رو بهم دادن،به چشماش نگاه کردم..نگران بود؛بخاطرِ من؟
وقتی خودمو تو آینه ی دسشویی نگاه کردم دیدم دهنم خونی شده؛خودمم نفهمیده بودم.
سریع شیرِ آب رو باز کردم و صورتم رو شستم..
بخاطرِ کتک هایی بود که اون روز تو جنگل خوردم؟..
حواسم به جونگکوک نبود که داشت ازم سوال میکرد.

تهیونگ:چ_چیزی نیست..حالم خوبه

آروم از توالت اومدم بیرون و رفتم رویِ کاناپه نشستم،دستامو به هم گره کردم.بالا اوردنِ خون اصلا چیزِ عادی ای نبود..
چیکار میکردم؟باید میرفتم دکتر؟

تو همین فکرا بودم که یهو بلوط کوچولوم اومد کنارم نشست..با جثه ی کوچولو و نازش..

جونگکوک:چت شده؟چرا هیچی نمیگی؟*فریاد

تهیونگ:آروم باش بلوط...خوبم الان

جونگکوک:اینجوری که نمیشه،پاشو باید بریم‌دکتر

تهیونگ:ت_تو..نگرانمی؟

ویو جونگکوک*
با حرفی که زد یادِ بلایی که سرم آورده بود افتادم..لعنتی چرا هر وقت یادش میوفتادم دوباره ازش متنفر میشدم؟

جونگکوک:معلومه که نیستم،چی پیشِ خودت فک کردی؟*فریاد
جونگکوک:فقط از رویِ انسانیت گفتم بریم دکتر..همین*آروم

ویو تهیونگ*
آروم سرمو به سمتِ دستایِ تو هم گره شدم برگردوندم..
ازم‌متنفره..هیچوقت قرار نیست عاشقم بشه،ولی هنوزم نزدیکه ۸ ماه وقت دارم که اونو عاشقِ خودم کنم..

تهیونگ:آها..*آروم

ویو جونگکوک*
رفتم یه لیوان آب براش اوردم تا بخوره..
بعد از اینکه آب رو خورد ازم تشکر کرد و رفت سمتِ اتاقش..
منم‌نشستم رو کاناپه و تلویزیون تماشا کردم...

ادامه دارد..
دیدگاه ها (۴)

((جوانه عشق در قلبی سنگی))Part:20(ویو لارا)وقتی که جونگکوک ...

چندپارتی وقتی تو مافیایی و اونا رو می دزدی:)پارت15درد داشت و...

سرنوشت پارت(۶)ویو تهیونگ: بعد اینکه ا/ت رو گزاشتم تو اتاق رف...

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

امروز صبح بیدار شدم که برم دستشویی تو سینک روشویی خون بالا آ...

Cruel Love.پارت ۳ویو آنجلینا :. صبح زود بیدار شدم و خوابم نم...

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

کپشن مهمههه🎀🐥عروسک من😈🔞پارت یازدهم "نیکولای"تو اتاق عروسکم ر...

Pat:9اسم: عاشق چشماش شدما.ت . جونگکوک گفت که بیا امشب با هم ...

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط