امروز صبح بیدار شدم که برم دستشویی تو سینک روشویی خون بال

امروز صبح بیدار شدم که برم دستشویی تو سینک روشویی خون بال

امروز صبح بیدار شدم که برم دستشویی تو سینک روشویی خون بالا آوردم البته آب دهنم بدجور خونی بود و بدون اینکه به کسی بگم که چیشده رفتم مدرسه بعد تو آفتاب تا ساعت14:15بیرون وایسادم تا ماشین بگیرم برگردم خونه و الان پاهام درد میکن و حالم بده دلم میخواد کلمو انقدر محکم بزنم به دیوار که له بشه
بهرحال روزتون مبارک دخترا(من که نتونستم دختری کنم)
دیدگاه ها (۲۹)

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ˖ وقتی هم منشیش بودی و هم زنش...💜🪻🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟖کوک بو...

Forbidden love①④رینا: دختر نمی‌خوای حرف بزنی؟ سه‌روزه نشسته‌...

سایه ای که پدرم بود پارت ۳(من عادت ندارم معمولا ادبی بنویسم ...

برده عمارت جئون

وقتی سرکلاسش حالت بده و نمیدونه و بهت گیر میده...پارت ۲

شیطان ( پارت ششم) * ویو ا/ت * بابام خونه نبود منم رفتم تو ات...

فیک کوک عشق تدریجی پارت 29میتونستم با چشمتی بسته تعجبشو ببین...

رمان ارباب من پارت: ۴۶

#پارت_3بدنم درد گرفته بودبلند شدمروی مبل خوابم برده بود به س...

«خدمتکار عمارت»(پارت ۲۶)دستاش رو دو طرف بازوم قرار داد و محک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط