{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این پستو تقدیم به ندا خواهر عزیز که شخصیتش خیلی دوس دارم

این پستو تقدیم به ندا خواهر عزیز که شخصیتش خیلی دوس دارم اگرم بره ناراحت میشیم از دستش بهترین بودی تو ویس ندا



از فقر مینویسم ،با دستهای خالی

سفره پراست امشب از شامی خیالی.

معتاد زجر بودیم ،باید که می کشیدیم

خواب غذا می دیدیم از خواب می پریدیم.

دلهای همسایه ها ،برای ما کباب بود

سارا ولی هنوزم شبها گرسنه خواب بود

با اشک مینویسم ،بابا نان ندارد

شاید که معجزه شد از اسمان ببارد

دیوارها شعار، مرگ بر فقر دادن

صندوقهای خیریه در حد یک نمادن

محکوم به فقر بودیم ، محکوم به فرق و تبعیض

دلخوش به وعدهایی ،از چیزهای ناچیز

از فقر مینویسم، با این که نیست حالی

این قصه ای حقیقیست ،از دارایی خیالی
دیدگاه ها (۸)

از فقر مینویسم ،با دستهای خالی ...

از فقر مینویسم ،با دستهای خالیسفره پراست امشب از شامی خیالی....

از فقر مینویسم ،با دستهای خالی.سفره پراست امشب از شامی خیالی...

از فقر مینو سیم با دستهای خالیسفره پراست اشک وار شام خیالیم...

از فقر مینویسم ، با دستهای خالی...                          ...

از فقر مینویسم ،با دستهای خالی سفره پرا...

ازفرط فـقر مینوسیم با دسـتهای خالی...سـفره پراست اشـک وار ش...

از فـقر مینوسیم با دسـتهای خالی..🌸🍃سـفره پراست اشـک وار شام...

از اولش می دانستیم زمین می چرخد اما گالیله را به جنون کشاندی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط