{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نگاه کردن شهر از بالا خیلی حس جالبی داره ...

نگاه کردن شهر از بالا خیلی حس جالبی داره ...
وقتی اون بالایی دور از هیاهو و بدو بدو های اون پایینی
فقط داری نگاه میکنی ، به همه ی آدمایی که اون پایین هرکدوم برای هدف و دلیلی تو زندگی دارن میجنگن و تلاش میکنن ، یکی برای تحصیلاتش یکی برای نون شب یکی برای خونه یکی برای ماشین یکی ام برای عشقش و این بین خود توام یکی از همون آدمایی هستی که اون پایینن ...
یوقتایی واقعا لازمه که اینجوری از هیاهوی زندگی بیای بیرون بری از بالا به خودت و زندگیت نگاه کنی ...
یه حس سبک شدن به آدم میده ...
حس قشنگ این سبک شدن جایی شیرین تر میشه که با یار همیشگیت حسش کنی ، یاری که هیچوقت تنهات نمیذاره ((ماشین))
بنظر خیلیا شاید ماشین فقط یه وسیلس یه تیکه آهنه
ولی از نظر من ماشین یه یاره یه دوسته حتی گاهی یه عشقه
که همیشه کنارته هیچوقت نگران اینکه تنهات بذاره یا بهت خیانت کنه نیسی ، هیچوقت تو زرد از آب درنمیاد که حرفاش با باطنش زمین تا آسمون فرق کنه ، در عوض هروقت بخوای کنارته ...
هروقت دلت گرفت میتونی دلتنگیاتو با فشار پات رو گاز خالی کنی و اونم با صدای نعره های موتورش لبخند رو لبت میاره و از سنگینیه دلت کم میکنه ...

ماشین فقط یتیکه آهن نیس ...

دلنوشته ی بامداد یک روز اردیبهشتی از آخرین سال از قرن ...
۰۲:۳۰
دیدگاه ها (۹)

سلام. 🌺تا حالا شده وسط یه روز شلوغ و پر استرس، یه لحظه مکث ک...

سناریو آکوتاگاوا

فیک تهیونگ درخواستی لحظه ی دیدار با تو ایدیتورم : @karlykar...

پارت: 14 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*با تردید، دستم رو دراز کرد...

پارت ۱ (سرنوشت)ا/ت :من دختری ۲۲ ساله هستم و کارم مد فشنه .ام...

سناریو مایکی{جنگل چشمات}شیسه به صندلی پشتش تکیه داد و سرشو چ...

پارت۴تویِ تاریکیِ انباری، جایی که فقط صدایِ نفس‌هایِ تندشون ...

پارت ۲۵

part59. . اخر دفترچرو نگاه کرد، چند برگه کنده شده بود یعنی ...

دختر ماه و پسر خورشید ادامه پارت سوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط