{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند سال پيش ، پشت ميدان مين ، چند نفر رفتند معبر باز كنند

چند سال پيش ، پشت ميدان مين ، چند نفر رفتند معبر باز كنند ؛ يكي شون چند قدم كه رفت برگشت ، فكر كردم ترسيده ! پوتين هاش رو داد و گفت :‌ «تازه از تداركات گرفتم ؛ بيت الماله ، حيفه» بعد پابرهنه رفت و ديگه برنگشت . اكنون هم يكي از بيت المال سه هزار ميليارد گرفت و رفت ؛ البته اونم ديگه برنگشت !
#اختلاس
دیدگاه ها (۵)

هیس ..!!غزه جان ندارد...

خیلی حال میدهخیلی حال میده یه بچه خوشگل دنیا بیاری!حال میده ...

نگاشون کن...چقد خوشگلن.؟؟پسررو نگا کن...یه نگاه به دختره کن‌...

وقتی احمد متوسلیان پایش را روی شکم حاج همت گذاشت!خسته که شدی...

قلدر مدرسه¹ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

اتــاق 𝟕𝟎𝟕⁴«بالاخره برگشتی...»جونگکوک همون‌جا وایساد.«چی؟»پی...

چند پارتی درخواستی

ات با وحشت برگشت... اما...هیچ‌کس پشت سرش نبود.ات: «ه... هه؟!...

My professorChapter:2Part:111با شنیدن این صدا...قلبم شروع به...

P¹²هاری به عکس قدیمی خیره شده بود.«اون شب... ما اینجا نیومده...

《اسیر یک قرارداد》پارت ⁷ویو سومیاوهمین که اسم «جینو» به گوشم ...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟡: ساختمان قدیمیساعت پنج و پنجاه و پنج دقیق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط