چند سال پيش ، پشت ميدان مين ، چند نفر رفتند معبر باز كنند

چند سال پيش ، پشت ميدان مين ، چند نفر رفتند معبر باز كنند ؛ يكي شون چند قدم كه رفت برگشت ، فكر كردم ترسيده ! پوتين هاش رو داد و گفت :‌ «تازه از تداركات گرفتم ؛ بيت الماله ، حيفه» بعد پابرهنه رفت و ديگه برنگشت . اكنون هم يكي از بيت المال سه هزار ميليارد گرفت و رفت ؛ البته اونم ديگه برنگشت !
#اختلاس
دیدگاه ها (۵)

قلدر مدرسه¹ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

My professorChapter:2Part:111با شنیدن این صدا...قلبم شروع به...

《اسیر یک قرارداد》پارت ⁷ویو سومیاوهمین که اسم «جینو» به گوشم ...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟡: ساختمان قدیمیساعت پنج و پنجاه و پنج دقیق...

پارت سوم: «شلیک در تاریکی»سکوت سنگین پنت‌هاوس تنها با صدای آ...

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 13وقتی از تالار بیرون او...

پارت ۱۵

خطاب به تمام فالور های ویسگون🎭🤡🦈

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴⁸. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.دختر سری تکون داد...

رمان خبره ممنوعه پارت پنجم 5

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط