part 3
part 3
یون: اون ملکه ی مدرسس اون دیوونت میکنه ها
ا.ت: کاری نمی..تونه بکنه
دیدم اومد و چسبیده بود ب اون پسر جذابه ته...چی..اها تهیونگ
لیا: ددی تینتمو تازه خریدم چطوره هومم
ته: عالیه بیب
لیا: اومن اینجا یکیو میبینم ک فک کنم فقط چشم داره
ا.ت : آهان.نگفتم.من با گوشام حرف میزنم
لیا: دیوونه
ا.ت: کنجکاو بودی آخه
لیا: جواب منو نده هرزه
ا.ت: بازم تکرارش کردی
لیا: هومم
ا.ت: یااا
از سر جام بلند شدم ک تهیونگ هلم داد
ته: میخواستی چ غلطی بکنی ها
ا.ت: یه مگسو بکشم
ته:هرزه به بیبی من میگی مگس
ا.ت:خو..ب
لیا:هرزه مگس خودتی
سعی کردم خفن باشم رفتم نزدیک صورتمو بردم نزدیک صورتش
ا.ت:اومم نمیدونم ول منظورم
دوتا دستامو محکم به هم زدم ک صداش تو کل کلاس پیچید و اون هرزه ترسید...
ا.ت:اینو بکشم
و کف دستمو نشون دادم ک مگس چسبیده بود بهش
ا.ت: نمیزاشت بخوابم فقط ویز ویز میکرد
روبه تهیونگ کردم و لبخند زدم
بچه ها تعجب کرده بودن
یکی: واو خیلی خفن بود
دختر: قهوه ایشون کرد
لیا: پشیمونت میکنم
ا.ت: عی بابا باز یه مگس داره ویز ویز میکنه
لیا: یا هرزهههه
بلند شدم و محکم دستمو زدم رو میز..
ا.ت:عخی مورد وقتایی ک حوصلم سر میره بجای اینکه با یه اسب نر حرف بزنم
سر مک نزدیک کردم به صورتش
و آروم گفتم
ا.ت: پشه میکشم
نیشخند زدم و از کلاس رفتم بیرون
اونا قشنگ قهوه ای شده بودن و بچه ها کلاس کیف کردن
لیا: بهش نشون میدم
ته:بش میفهمونم ک نباید باهامون در میوفتاد
لیا: عاشقتم ددی
ته: هومم
زنگ خورد رفتم خونه تو راه خونه بودم ک حس کردم یکی داره تعقیبم میکنه ..
ترسیدم و برگشتم یه صورت مشکیو دیدم و اومد سمتم
ا.ت : یاااااااااااااا ( جیغ فرا بنفش )
تو کی هستی پدرصگگگگگ
و با کیفم بهش میزدم
یون:یا منم نزن اخخخ
ا.ت:سکته کردم چرا اینجوری میا..ی..تعقیبمم...کردی( نفس نفس)
یون:باید سوار اتوبوس شم
ا.ت:آهان خوبه
خیلی سرد شدم باز و رفتم
و شروع کردم به قدم زدن
یون:امروز خیلی خفن بودی دهنشون صاف شد
ا.ت:هومم
یون:ول من میترسم نکنه بلایی سرت بیارن
ا.ت:مشکلی ندارم بار اولم نیس تو راهنمایی همشو برام قلدری کردن این ک چیزی نیس
یون:ازت مراقبت میکنم
ا.ت:کومایوو( لبخند )
سیگارمو در آوردم ک دیدم با تعجب بهم زول زده
ا.ت:میخ.وای؟!
یون:تو سیگار میکشی
ا.ت:از کلاس ه..شتم
یون:تبااااااگ
ا.ت:میخای
یون:نه مامانم میفهمه آتیشم میزنه
خواستم بکشم ک دیدم نمیتونمماسکمو بدم پایین
یون:اگ راحت نیستی میرم
ا.ت:انده
یون:خوب راحت نیستی
ا.ت:نمیکشم
یون:میخای برم
یه چشم غره فوق ترسناک رفتم بهش
یون:بعضی اوقات واقعا ترسناک میشی
تا رسیدیم باهم حرف زدیم
ا.ت:یا تا اینجا اومدی
بچه ها ( علامت ا.ت _ علامت ته +
علامت یون ×)
×نه خونمون همینجاست
_جدا منم همینطور
×خوبه فردا باهم بریم
_باش فعلا
رفتم بالا ک..
یون: اون ملکه ی مدرسس اون دیوونت میکنه ها
ا.ت: کاری نمی..تونه بکنه
دیدم اومد و چسبیده بود ب اون پسر جذابه ته...چی..اها تهیونگ
لیا: ددی تینتمو تازه خریدم چطوره هومم
ته: عالیه بیب
لیا: اومن اینجا یکیو میبینم ک فک کنم فقط چشم داره
ا.ت : آهان.نگفتم.من با گوشام حرف میزنم
لیا: دیوونه
ا.ت: کنجکاو بودی آخه
لیا: جواب منو نده هرزه
ا.ت: بازم تکرارش کردی
لیا: هومم
ا.ت: یااا
از سر جام بلند شدم ک تهیونگ هلم داد
ته: میخواستی چ غلطی بکنی ها
ا.ت: یه مگسو بکشم
ته:هرزه به بیبی من میگی مگس
ا.ت:خو..ب
لیا:هرزه مگس خودتی
سعی کردم خفن باشم رفتم نزدیک صورتمو بردم نزدیک صورتش
ا.ت:اومم نمیدونم ول منظورم
دوتا دستامو محکم به هم زدم ک صداش تو کل کلاس پیچید و اون هرزه ترسید...
ا.ت:اینو بکشم
و کف دستمو نشون دادم ک مگس چسبیده بود بهش
ا.ت: نمیزاشت بخوابم فقط ویز ویز میکرد
روبه تهیونگ کردم و لبخند زدم
بچه ها تعجب کرده بودن
یکی: واو خیلی خفن بود
دختر: قهوه ایشون کرد
لیا: پشیمونت میکنم
ا.ت: عی بابا باز یه مگس داره ویز ویز میکنه
لیا: یا هرزهههه
بلند شدم و محکم دستمو زدم رو میز..
ا.ت:عخی مورد وقتایی ک حوصلم سر میره بجای اینکه با یه اسب نر حرف بزنم
سر مک نزدیک کردم به صورتش
و آروم گفتم
ا.ت: پشه میکشم
نیشخند زدم و از کلاس رفتم بیرون
اونا قشنگ قهوه ای شده بودن و بچه ها کلاس کیف کردن
لیا: بهش نشون میدم
ته:بش میفهمونم ک نباید باهامون در میوفتاد
لیا: عاشقتم ددی
ته: هومم
زنگ خورد رفتم خونه تو راه خونه بودم ک حس کردم یکی داره تعقیبم میکنه ..
ترسیدم و برگشتم یه صورت مشکیو دیدم و اومد سمتم
ا.ت : یاااااااااااااا ( جیغ فرا بنفش )
تو کی هستی پدرصگگگگگ
و با کیفم بهش میزدم
یون:یا منم نزن اخخخ
ا.ت:سکته کردم چرا اینجوری میا..ی..تعقیبمم...کردی( نفس نفس)
یون:باید سوار اتوبوس شم
ا.ت:آهان خوبه
خیلی سرد شدم باز و رفتم
و شروع کردم به قدم زدن
یون:امروز خیلی خفن بودی دهنشون صاف شد
ا.ت:هومم
یون:ول من میترسم نکنه بلایی سرت بیارن
ا.ت:مشکلی ندارم بار اولم نیس تو راهنمایی همشو برام قلدری کردن این ک چیزی نیس
یون:ازت مراقبت میکنم
ا.ت:کومایوو( لبخند )
سیگارمو در آوردم ک دیدم با تعجب بهم زول زده
ا.ت:میخ.وای؟!
یون:تو سیگار میکشی
ا.ت:از کلاس ه..شتم
یون:تبااااااگ
ا.ت:میخای
یون:نه مامانم میفهمه آتیشم میزنه
خواستم بکشم ک دیدم نمیتونمماسکمو بدم پایین
یون:اگ راحت نیستی میرم
ا.ت:انده
یون:خوب راحت نیستی
ا.ت:نمیکشم
یون:میخای برم
یه چشم غره فوق ترسناک رفتم بهش
یون:بعضی اوقات واقعا ترسناک میشی
تا رسیدیم باهم حرف زدیم
ا.ت:یا تا اینجا اومدی
بچه ها ( علامت ا.ت _ علامت ته +
علامت یون ×)
×نه خونمون همینجاست
_جدا منم همینطور
×خوبه فردا باهم بریم
_باش فعلا
رفتم بالا ک..
- ۴.۳k
- ۰۸ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط