دوپارتــے..!؟

اون تمام تلاششو کرد..اون تصمیم گرفت به جای گوش دادن به حرفای هیترا بیشتر رو کسایی تمرکز کنه که حمایتش کردن..تو طول هفته خسته شد ،درد کشید،عرق ریخت ..اون قوی تر از قبل شده بود..
...
یه هفته پر از استرس و سختی بلاخره تموم شد و روز کنسرت فرا رسید..
تو اتاق میکاپ داشتن آمادش میکردن ..صدایی که باعث قدرت الانش شده بود به گوشش رسید و لبخند آرومی به آینه هدیه داد..همچی آماده بود ..وقتش بود که به همه ثابت کنه که اون شکست نمیخوره..هرگز!
آهنگ پلی شد و بی نقص سر صحنه حاضر شد...همهمه و صدای تشویق تو سالن زیادی پر انرژی بود..ولی توی اوج اون صدا چشمای پر ذوق دختری که همیشه تو کنسرتا میدیدش مواجه شد.. شاید تموم دلایلش اون دختر نبود ولی دلیل نمیشه جزو مهمتریناش هم نباشه..شروع کرد به اجرا کردن سعی میکرد بهترین ورژن خودش باشه ولی فراتر از انتظارش عمل کرده بود..کنسرت به پایان رسید ولی میخواست با اون دختر حرف بزنه..میخواست بگه که چقد بهش مدیونه و چقدر براش مهمه..پس به یکی از استف ها سپرد تا دخترک رو به اتاق انتظار آرتیست ها ببره..روی صندلی نشسته بود و با بی قراری پاهاشو به حرکت درمی آورد..اون واسه اجرا اینهمه استرس نداشت ولی الان چرا؟!..
در اتاق باز شد و جثه ی کوچیک دختری که دل آیدلش رو برده بود داخل چهار چوب در نمایان شد..و به آرومی داخل اتاق اومد ودرو بست و تعظیمی بهش کرد..
سوها:اوه جین اوپاا تو واقعاا امروز فوق العاده بودی..
ذوقی که از چشمای دخترش میبارید بی قرارش میکرد پس بدون اینکه زیاد راجب کاری که میخواست انجام بده فکر کنه انجام داد..تن ظریف دخترش رو به آغوش کشید و روی موهای مشکی دختر بوسه کاشت..

جین:من واقعا ازت ممنونم ..تو یکی از مهمترین دلایلی هستی که الان اینجام..اگه تو با این همه مهربونی و دلپاکیت منو حمایت نمیکردی شاید الان جرعت حاضر شدن روی صحنه رو نداشتم..تو هدیه فوق العاده برای من هستی و من نمیخوام این هدیه زیبا رو از دست بدم!..
دخترک تعجب کرده بود با خودش میگفت من؟! چطورممکنه دلیل ادامه دادنش باشم؟! کمی ازش فاصله گرفت و به مردی که میپرستیدش تعظیم کرد..
سوها:این حرفو نزن جین شیی ..من کار خاصی انجام ندادم این تویی که فوق العاده هستی..
بعد از تموم شدن حرفش دستگیره در و چرخوند تا از اتاق خارج بشه که در با شتاب بسته و دستی دور کمرش حلقه شد..

جین:من از اینکه بهت گفتم نمیخوام این هدیه زیبا رو از دست بدم این بود که میخوام تا ابد مال منی باشی پرنسس :))

و بدون هیچ حرفی لبای دخترش رو بوسید:))


گلیلییییییی اینم از پارت جدیدش اگه خراب کردم معذرت میخوام شکلاتام:))
دیدگاه ها (۱۰)

پارت یک از زبان نویسنده صدای گریه ی دختر کل عمارت رو پر کرده...

پارت ²که سرشو آورد بالا..الان باید کجا میرفت..اون جایی رو ند...

MONSTER

پارت ۲۲

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 7چند دقیقه بعدجین هنوز کنار در اتاق ا...

part55. . maybe love? در اثر تکون های یونجون و صدا زدناش چشم...

### پارت ۵: نجوایِ صلح در قلبِ تاریکیهنوز لرزشِ دست‌هام بند ...

{عشق بی پایان}پارت:۲اون...اونهمون پسریه که تو کتاب بود؟؟؟پشم...

HATE TO LOVE²²(ویو:رز)جین‌وو:خب...تو دختر باهوشی هستی عزیزم....

کفش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط