ميدوني وقتي خدا داشت بدرقمون ميکرد چي گفت؟ گفت جايي که دا
ميدوني وقتي خدا داشت بدرقمون ميکرد چي گفت؟ گفت جايي که داري ميري غرورت رو مي شکنن، و به احساس پاکت سيلي ميزنن، نکنه ناراحت بشي. من تو کوله پشتيت عشق گذاشتم، تا ببخشي. خنده گذاشتم، تا بخندي. اشک گذاشتم، تا گريه کني. و مرگ گذاشتم ، تا بدوني دنيا ارزش بدي کردن رو نداره...
- ۵۷۵
- ۰۵ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط