{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اهل طاعونی این قبیلهء مشرقی‌ام

اهل طاعونی این قبیلهء مشرقی‌ام
تویی این مسافر شیشه‌ای شهر فرنگ
پوستم از جنس شبه، پوست تو از مخمل سرخ
رختم از تاوله تنپوش تو از پوست پلنگ
بوی گندم مال من، هر چی که دارم مال تو
یه وجب خاک مال من، هر چی می‌کارم مال تو
تو به فکر جنگل آهن و آسمون خراش
من به فکر یه اتاق اندازه تو واسه خواب
تن من خاک منه ساقهء گندم تن تو
تن ما تشنه ترین تشنهء یک قطره آب
بوی گندم مال من، هر چی که دارم مال تو
یه وجب خاک مال من، هرچی می‌کارم مال تو
شهر تو شهر فرنگ، آدماش ترمه قبا
شهر من شهر دعا، همه گنبداش طلا
دیدگاه ها (۱)

از سر کـوی تو با دیـــده تر خواهم رفتچهـره آلـوده به خوناب ج...

هر روز که بیدار می شوم وحشت زده دنبال قاب عکست می گردم!!! آخ...

ﺑﺲ ﺣﻠﻘﻪ ﺯﺩﻡ ﺑﺮ ﺩﺭ ﻭ ﺣﺮﻓﯽ ﻧﺸﻨﯿﺪﻡﻣﻦ ﻫﯿﭻ ﮐﺴﻢ ﯾﺎ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ ...

آغشته به ( تو ) میشود روحــم .... نفسـم .... بنـد بنــدوجـــ...

عروسک من😈🔞پارت ششم نیکولای ولکوف دختر ها تعظیم کردن و بعد رف...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت هفتم: آتشفشانِ سرکوب‌شدهاون کل...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش دوم_متاسفانه شمشیرباز خوبی...

beach 𝕻𝖆𝖗𝖙2ویو ته‌یونگتوی تاریکی شب، توی کوچه‌های باریک شهر ...

دید پنهان انفجار اشکار

پارت۲بوسه‌ی کاتسوکی بویِ تندِ عرق، بارون و انفجارهایِ مهارنش...

Two

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط