طالع #پارت-1
طالع #پارت-1
آشر*رو تخت پادشاهیم، با چند تا شوالیه کنار تختم نشسته بودم و ندیمه هام که با باد بزن هادارن جریان های هوا رو برقرار میکنن،ازدورمیبینم دوتا شوالیه یه دختری که لباس داغونی به تنش داره رو کشون کشون میارن اون هم تقلا میکنه ولی بی فایده اس تا میندازنش جلوی پام درست زیر تختم، یکی از شوالیه ها جلو میاد و سینه سپر میکنه و میگه:« قربان این دزد کوچولو رو از تو خزانه گرفتیم!» پوزخند میزنم و سر تا پاتو نگاه میکنم بلند میشم دایره وار دورت قدم میزنم*
جالبه!
نایرا *«قرار نبود نقشم خراب بشه»
تمام مدت داشتم دست و پا میزدم تا اینکه منو به سمت جایی پرتم کردن دستم به چکمه های براقی خورد، اون چکمه ها به قدری زیبا بودن که در کنار دستان زغالی من برق میزدند.
دلم می خواست دو رو ورمو ببینم تا اومدم سرمو بلند کنم یکی از شوالیه ها با چکمش به پهلوم ضربه محکمی زد.
اه آرومی زیر لب گفتم -مگه بهت یاد ندادن سرت تو کار خودت باشه،بعدشم به چه جرئتی دستتو روی چکمه شاهزاده گذاشتی.
آشر*رو تخت پادشاهیم، با چند تا شوالیه کنار تختم نشسته بودم و ندیمه هام که با باد بزن هادارن جریان های هوا رو برقرار میکنن،ازدورمیبینم دوتا شوالیه یه دختری که لباس داغونی به تنش داره رو کشون کشون میارن اون هم تقلا میکنه ولی بی فایده اس تا میندازنش جلوی پام درست زیر تختم، یکی از شوالیه ها جلو میاد و سینه سپر میکنه و میگه:« قربان این دزد کوچولو رو از تو خزانه گرفتیم!» پوزخند میزنم و سر تا پاتو نگاه میکنم بلند میشم دایره وار دورت قدم میزنم*
جالبه!
نایرا *«قرار نبود نقشم خراب بشه»
تمام مدت داشتم دست و پا میزدم تا اینکه منو به سمت جایی پرتم کردن دستم به چکمه های براقی خورد، اون چکمه ها به قدری زیبا بودن که در کنار دستان زغالی من برق میزدند.
دلم می خواست دو رو ورمو ببینم تا اومدم سرمو بلند کنم یکی از شوالیه ها با چکمش به پهلوم ضربه محکمی زد.
اه آرومی زیر لب گفتم -مگه بهت یاد ندادن سرت تو کار خودت باشه،بعدشم به چه جرئتی دستتو روی چکمه شاهزاده گذاشتی.
- ۱.۸k
- ۰۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط