خون آشام من

خون آشام من

part¹⁴

تهیونگ:من عاشقتم ات ..‌میشه عشقم رو قبول کنی؟
ات:شوکه شده
تهیونگ:نظرت چیع؟
ات:اهم...چیزع...راستش منم یه حسایی نسبت بهت دارم پس قبول میکنم

و اینطور شد که تهیونگ ات رو بلند کرد و رو هوا چرخوند(راوی:خدایا شانس بدع😑🗿🤌😐)

شب رفتن خونه

لارا:خوش گذشت
ات:بلععع
لارا:عالیهعععع

همه رفتن برای خواب
ات و تهیونگ هم رفتن تو اتاق و رو تخت دراز کشیدن

تهیونگ:ات می‌خوام ترو مال خودم کنم
ات:جاننن؟😑

تهیونگ رفت سمت ات و لب هاشو روی لب های ات گذاشت و شروع کرد به بوسیدن و باز کردن دکمه های ات .....(راوی:برو نماز بخون بی ادب ..اینجا وایساده تا براش بنویسم ..برو پشمک جان😐📿)

صبح/تهیونگ

بیدار شدم ..صورت ات دیدم که یه لبخند گنده روشه و منم لبخند زدم ..دیشب اونو مال خودم کردم برای همیشه😊

صبح/ات

بیدار شدم ..دیدم تهیونگ زل زده بهم ..یاد دیشب افتادم از خجالت آب شدم و رفتم زیر پتو

تهیونگ:بیا بیرون فرشته ی من ..خجالت نکش
ات:آخه ....
تهیونگ:بیا بیرون خوشگلم

ات اومد از زیر پتو بیرون و لپ هاش سرخ شدع بود

تهیونگ:خیلی کیوت شدی
ات:مرسی😊
تهیونگ:خواهش☺️

مثل همیشه رفتن صبحونه

م.ته:دیشب خوش گذشت
تهیونگ:قرمز شده ..برای چی؟
م.ته:صداتون رو شنیدم
ات:سرخ سرخ شده
تهیونگ:اهم..بلع..خجالت
م.ته:😂😊

(راستی بچه ها لارا و جین رفتن مسافرت ۱ هفته ای)

شب شد ..ات توی اتاق بود که صدای گرگ اومد که یهو....


شرط ندارع ولی لایک و کامنت یادت نره💜💜

بچه ها می‌خوام چیزی بگم
من می‌خوام فیک نویسی تموم کنم و بجاش ویدیو بزارم از بی تی اس
تصمیمم رو گرفتم



#BTS#Kim_Namjoon#Kim_Soekjin
#Min_Yoongi#Jung_Hoseok
#Park_Jimin#Kim_Taehyung
#Jeon_Jungkook#black_pink
#Jisoo#Jennie#Rose#Lisa
#Taekook#Kooki#Kook#Cute
#Suga#Agust_D#RM#J_hope
#hobi#handsome#TXT#Exo#baeuti
#mukbang#world#Army#blink
#BTS_Army_forever#Army_Blink
#ارمی_بلینک_هستم#حمایت#کیوت#کیپاپ
#هندسام#تهکوک#هوپکوک#یونگمین#قدرت
#کیم_نامجون#کیم_سوکجین#کپاپر#خاص
#مین_یونگی#جانگ_هوسوک#بهکیون#اتحاد
#پارک_جیمین#کیم_تهیونگ#آر_ام#جنی
#جئون_جونگ_کوک#شوگا#جی_هوپ
#آگوست_دی#موزیک#ورلد_واید_هندسام
#هیونجین#بنگ_چان#سوبین#فیلیکس
#چا_اون_وو#عاشقان_ماه#اکسو#اکسوال#بلینک
#بازیگران_کره_ای#توایس#ارمی#لیسا
#نفر_بعدی_در_کار_نیست#نامجون#جین#رزی
#یونگی#هوسوک#جیمین#تهیونگ#بلک_پینک
#جونگ_کوک#کوکی#کوک#ته#طنز#خوشحال
#فانتزی#موکبانگ#سریال_کره_ای#جیسو
دیدگاه ها (۳)

صبح روز بعد، ات از خواب بیدار شد و مدت زیادی به سقف خیره مون...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۷۲ | اول باید درسم...

#عشق_بعد_نفرتپارت 10ویو یونگیچرا این اینطور شد؟ یعنی از حرفم...

پارت دهم ....پدر.ت. می تونید برید توی اتاق جلسه و صحبت کنید ...

شب تولدم پارت 15ات: هی چیکار میکنی جونگ کوک: خیلی خوشگلی پرن...

فیک کوک فصل ²پارت ⁶ویو لناقرار بود امشب من کوک رو بعد از مدت...

فردا صبح ساعت ۴ توی همون کلاس چشامو باز کردم و با صدای ته به...

مربی موتور سوار

ساعت ۹ شب بود. اَت از عصر منتظر تهیونگ بود تا باهم شام بخورن...

چندپارتی تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط