مربی موتور سوار
part 17
گامین . خونشونو بلدی؟
ات . اره
گامین . خب ببریمش
استیسی . ولی نمیتوینم ولش کنیم اگه به خودش آسیب بزنه چی ؟.
ات . مگه ک... خله ؟
گامین . راست میگه مسته ربطی نداره
ات . چیکارش کنممم
راوی .
اونا بعد از کلنجار رفتن های طولانی قرار شد ببرنش خونه ات وسطای راه بودن که تهیونگ کم کم خوابش برد و سرشو گذاشت رو پای ات
( ات و ته پشت نشسته بودن استیسی و گامین جلو )
وقتی رسیدن با بدبختی بدن ورزیده و خوش فرم تهیونگ رو بلند کردن و به داخل بردن از اونجایی که تعداد اتاقا کم بود ات اونو یه اتاق خودش برد و گذاشت اونجا بمونه و خودش تو اتاق دیگه با
استیسی بخوابه و گامین هم رفت
ویو فردا صب .
ته . وقتی از خواب بیدار شدم سرمدرد میکرد و چیزی یادم نمیومد تو یه اتاق غریب بودم یادمه وقتی دیشب برای پروژه ی شرکت توی بار بودم مشغول صحبت با شریکام بودم و دیگه چیزی یادم نیست این اتاق اتاق نا آشنایی بود بلند شدم و قدم زدم کمی نگاه کردم و ۲ تا دستکش بوکس قرمز مشکی دیدم و یه نوشته ی اشنا ( موفقیت )
دستکشهای ات بود با به یاد آوردن دیشب اینکه با دختره رفتم اتاق و .... فک کنم درمورد فکرای درستی نکنه سریع وسایلمو برداشتم و رفتم بیرون
ات با دیدنم گفت
ات . او استاد سلام
که
.
.
.
ادامه دارد ...
بخاطر بد قولیم منو ببخشید امشب ۶ پارت براتون میزارم دیروز نتم تموم شده بود 🥺
سکرت اول
عشقم درست نفهمیدم ولی ... چیبگم
سکرت دومی
دورتبگردمممممم الهی خب بچه ها آیدا یکی از رفیقام که در نبوده من بعضی از پارتا رو میزاره حیحی
سکرت سومی
میدونی بعضی مادر......ج..نده ها رو هرکاری کنی ادم نمیشن توم از اون بیشرفایی چندش اصلا منو انفالو کن لطفا
سکرت چهارمی
شمام مثل قبلی حال ندارم با آدمی مثل تو بحث کنم و وقت با ارزشم که میتونم باهاش برای دخترام پارت اپ کنم رو از دست بدم
سکرت پنجم
هعییی اشکال نداره کراشت کی بود ؟
https://abzarek.ir/service-p/msg/4868829
سکرتمون
گامین . خونشونو بلدی؟
ات . اره
گامین . خب ببریمش
استیسی . ولی نمیتوینم ولش کنیم اگه به خودش آسیب بزنه چی ؟.
ات . مگه ک... خله ؟
گامین . راست میگه مسته ربطی نداره
ات . چیکارش کنممم
راوی .
اونا بعد از کلنجار رفتن های طولانی قرار شد ببرنش خونه ات وسطای راه بودن که تهیونگ کم کم خوابش برد و سرشو گذاشت رو پای ات
( ات و ته پشت نشسته بودن استیسی و گامین جلو )
وقتی رسیدن با بدبختی بدن ورزیده و خوش فرم تهیونگ رو بلند کردن و به داخل بردن از اونجایی که تعداد اتاقا کم بود ات اونو یه اتاق خودش برد و گذاشت اونجا بمونه و خودش تو اتاق دیگه با
استیسی بخوابه و گامین هم رفت
ویو فردا صب .
ته . وقتی از خواب بیدار شدم سرمدرد میکرد و چیزی یادم نمیومد تو یه اتاق غریب بودم یادمه وقتی دیشب برای پروژه ی شرکت توی بار بودم مشغول صحبت با شریکام بودم و دیگه چیزی یادم نیست این اتاق اتاق نا آشنایی بود بلند شدم و قدم زدم کمی نگاه کردم و ۲ تا دستکش بوکس قرمز مشکی دیدم و یه نوشته ی اشنا ( موفقیت )
دستکشهای ات بود با به یاد آوردن دیشب اینکه با دختره رفتم اتاق و .... فک کنم درمورد فکرای درستی نکنه سریع وسایلمو برداشتم و رفتم بیرون
ات با دیدنم گفت
ات . او استاد سلام
که
.
.
.
ادامه دارد ...
بخاطر بد قولیم منو ببخشید امشب ۶ پارت براتون میزارم دیروز نتم تموم شده بود 🥺
سکرت اول
عشقم درست نفهمیدم ولی ... چیبگم
سکرت دومی
دورتبگردمممممم الهی خب بچه ها آیدا یکی از رفیقام که در نبوده من بعضی از پارتا رو میزاره حیحی
سکرت سومی
میدونی بعضی مادر......ج..نده ها رو هرکاری کنی ادم نمیشن توم از اون بیشرفایی چندش اصلا منو انفالو کن لطفا
سکرت چهارمی
شمام مثل قبلی حال ندارم با آدمی مثل تو بحث کنم و وقت با ارزشم که میتونم باهاش برای دخترام پارت اپ کنم رو از دست بدم
سکرت پنجم
هعییی اشکال نداره کراشت کی بود ؟
https://abzarek.ir/service-p/msg/4868829
سکرتمون
- ۱۲.۲k
- ۲۴ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط