سناریو ساسونارو

نقاب تنهایی
پارت ۲۲



بعد رفتن ناروتو و ساکورا ساسوکه شروع کرد به جمع کردن میز و شستن ظرفا همینطور که به ظرفا کف میزد و و ابکشی میکرد تصویر ناروتو تو ذهنش بود هر دفعه سرشو به اینور و اونور تکون میداد تا این فکرا از سرش بپره
💙: اه من چرا اینطوری شدم چرا همش تصویر اون ناروتوی لعنتی جلوی چشمامه
ساسوکه به کارش ادامه داد با سرعت بیشتری ظرفا رو شست قشنگ داشت با ظرفا کشتی میگرفت هر کدوم رو که کف میزد پرتاب میکرد تو سینک کاسه ها یه طرف قاشقا یه طرف ساسوکه همین طور که با اسکاچ به جون ماهتابه افتاده بود با حرص میگفت
💙: اصلا مهمه که اون ناروتو و ساکورا رفتن نه معلومه نه چه بهتر که رفت راحت شدم رومخم بود همش دردسر بود دیگه نیست راحتتتت
و جوری اسکاچ رو روی ماهتابه کشید و انقدر فشار داد که اسکاچ نصف شد ساسوکه با حرص ماهتابه رو پرت کرد تو سینک اسکاچ رو از پنجره‌ی اشپزخونه انداخت بیرون که اسکاچ درست خورد تو سر مردی که پایین پشت کوچه داشت سیگار میکشید مرد وقتی سرشو بالا کرد یهو اسکاچ کفی خورد تو صورتش و کفش رفت تو چشمش و بعد شروع کرد به فریاد کردن ساسوکه هم که صدای مرد رو شنید که داشت فوش میداد سریع پرده‌ی اشپزخونه رو کشید

............................................................

ناروتو و ساکورا کنار هم قدم میزدن برسن به خونه ساکورا بخاطر اینکه ناروتو دعوتشو قبول کرده خیلی خوشحال بود و لبخند میزد و ناروتو با چهره‌ی همیشگیش داشت راه میرفت تا اینکه شیکامارو رو دیدن
🍥: اه شیکا سلام 😄
شیکا: سلام ناروتو
🎀: شیکامارو اینجا چیکار میکنی
شیکا: اومد یه چیزایی بخرم میبینم تو هم حالت خوب شده
🍥: اره خیلی خوبم
شیکا: چه عالی الان داری کجا میرید
🍥: دارم میرم پیش ساکورا - چان
شیکا: مگه پیش ساسوکه نبودی
🍥: اره ولی ساکورا - چان دعوتم کرد منم قبول کردم
شیکا: که اینطور باشه پس من میرم خدافظ
🍥: خدافظ
🎀: خب ناروتو بیا بریم
🍥: باشه😊

۵ دقیقه بعد

رسیدن و رفتن داخل
🎀: مامان بابا نگاه کنید کی اومده
م ساکورا: کی اومده
مامان ساکورا از اشپز خونه اومد بیرون و ناروتو رو دید
م ساکورا: اه تو همونی که ساکو
ساکورا جلوی دهن مامانشو گرفت
🎀: اه مامانم میخواد بگه که من دربارت بهشون گفتم مگه نه مامان
م ساکورا: اره
🍥: چه عالی سلام خاله من ناروتو هستم
م ساکورا : چه پسر نازی هستی ناروتو بیا داخل عزیزم
🍥: چشم
ساکورا ناروتو رو برد و اتاقشو نشونش داد
🎀: خب ناروتو اینجا اتاق منه
🍥: وای ساکورا چان ابنجا خیلی قشنگه
🎀: ممنون بیا تا ناهار اماده بشه خودمون رو سرگرم کنیم
🍥: باشه
و ساکورا و ناروتو با هم خوشگذروندن حسابی بازی کردن
م ساکورا: بیان ناهاز امادست
🎀: بیا بریم ناروتو
ساکورا دست ناروتو رو گرفت و برد تو سالن بابای ساکورا هم تازه اومده بود
ب ساکورا : اه ما مهمون داریم سلام ناروتو
🍥: عه شما اسممو میدونین
ب ساکورا : معلومه ساکورا همش..
🎀: اومممممم😁
🎀: بیا ناروتو این مال تو
🍥: وای ساکورا چان ممنونم
اونا شروع کردن به غذا خوردن بعد ناهار ناروتو به ساکورا و مامان ساکورا کمک کرد که سفره رو جمع کنن و بعد با ساکورا رفت خرید بهش کمک کرد که گلا رو بکاره اتاقشو مرتب کنه و هزارتا کار دیگه که ناروتو واقعا بهش حال داد و یه شام عالی خوردن و موقع خواب شد
🍥: ام ساکورا چان من باید کجا بخوابم
🎀: خب معلومه رو تخت
🍥: بعد تو چی
🎀: خب منم رو تخت میخوابم
🍥: یعنی پیش من میخوابی
🎀: اره مشکلی داری
🍥: خ.خب راستش نه
درست زمانی که ساکورا و ناروتو میخواستن دراز بکشن در زدن
🎀: کیه این موقع شب ..من میرم ببینم کیه
ساکورا رفت و در رو باز کرد ولی درجا خشکش زد ناروتو هم رفت ببینه کیه که
🍥🎀: ساسوکهههه
💙: سلام
🍥: تو اینجا چیکار میکنی
💙: اومدم اینجا بمونم
🎀🍥: چییییی
🎀: چرا خب
💙: برای اینکه خونمو اب گرفت لوله ی ظرف شویی ترکید
🍥: امروز که خوب بود یهو چی شد
💙: نمیدونم
🎀: باشه بیا

*فلش بک به سه ساعت پیش*

ساسوکه داشت دیوونه میشد نمی تونست این افکار رو از ذهنش بیرون کنه و اخر هم تسلیم شد ولی نمیتونست بره بگه که برگردد برای همین یه فکری کرد یه چکش برداشت و رفت اشپزخونه و محکم زد به لوله‌ی اب بعد از چند بار زدن لوله ترکید و اب پاشید بیرون
💙: خب اینم از این حالا یه بهونه دارم
*پایان*


_________________________________________

پایان 😁
دیدگاه ها (۲۶)

#عشق در نگاه او part 4ویو سالی رفتم رو تخت دراز کشیدم همش دا...

سناریو اوبیکاکا

True Love①⑨تهیونگ: چیشده مامانم: من و برادرت و لیا یه چیز خو...

پزشک انتقال خون سیدنیEp1

پارت 48 رمان عشق مدرسه ای ات: حسود هیونجین : ( خنده) فلیکس: ...

جنده از بلاکی درم بیار ببین چیکارت میکنم حروم زاده درست بهت ...

#تکپارتیموضوع:(وقتی تولدشه)بنگچان/ا.تساعت ۸ خوبه؟باشه پس منت...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

پارت ۱۱

سناریو ساکورا هاروکابسم الله الرحمن الرحیم این داستان: آموزش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط