{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۹

پارت ۹
آریانا :
چرا ولمون کردی چرا فرار کردی انتظار داشتی وایسم تا براازدواجمم تصمیم بگیرن هنوز انتقدر حقیر نشدم تا این اجازرو بهشون بدم اصلا تو چجوری اومدی روسیه مگه تو نمرده بود نه اون ی دختری بود که تو دریا غرق شده بود منم قرضش گرفتم پس خانوادش بی کس بود عین من (بابغض) تو چجوری مافیا شدی فضولیش به تو نیومده یعنی چی من نامزدتم ،نامزدم بودی اونم اجباری اما الان نیستی حالا برو دیگه ام جلوم پیدات نشه فکر نکنم چون تا ۲ ساعت پیش قرار داد امضا کردم همینطور که به سمت ماشینم میرفتم با داد گفتم بای موسیو آرسام .......
آرسام :
نه واقعا آریانا فرق کرده دیگه اون آدم سابق نیست البته منم‌فرق کردم گوشیم زنگ می خورد بله خود مزاحمش بود آرش
آرش-کدوم گوری آرساممممم (با داد )
شرمنده آرش ی کاری برام پیش اومده بود اومدم بیرون شما رفتین خونه
آره رفتیم ولی عجب خونه ای داری یا بلا ......
دیدگاه ها (۳)

داستان زندگی منپارت:21+از پاساژ بیرون آمدیم از بچه ها خداحاف...

پارت ۲آلیا: لیا دیگه زود باش دختر، به قطار نمی‌رسیم‌ها؟لیا: ...

ازدواج اجباری...p⁶(end)موهاش رو گذاشتم پشت گوشش و گفتم:"این ...

part62. . بوم به پوشیدن ژاکت یونجون کمک میکرد +خب دیگه چیزی ...

part 50 ≈ الو.....نامجوننامجون« عا....سلام بابا»≈سلام نامجون...

Enemys Embrsce [ part 40]

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁴سه ماه بعد____________...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 38جونگکوک از نزدیکی ...

این فکرا داشت تو ذهنش پررنگ و پررنگ تر میشد تا جایی که یهو ق...

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط