وقتی باهم میرین شهربازی

وقتی باهم میرین شهربازی


هیسونگ
ایشون سوار چرخ و فلک شدین اره زرد شده کلا در عالم و هواست

جی
سوار ترن هوایی شدین ترسیده ولی به روی خودش نمیاره

جیک
رفتین تونل وحشت الان داره جیغ فرا بنفش میزنه

سونگهون
ایشون رفته تمام خوراکی های شهربازی رو تهیه کرده خورده بعد از ترن هوایی الان داره بالا میاره

سونو
از دم تونل وحشت برگشته رفته خونه خودت الان تنهایی👍🏻👍

جونگوون
سوار جرخ و فلک شدین محکم دستت رو گرفته میترسه بچه

نیکی
درحال ترسوندن افراد اتاق فرار


وقتی آشپزی میکنه

هیسونگ
ایشون اینقدر غذا رو تند کرده نمیشه بوش کرد چه برسه خورد

جی
غذا درست کرده دسته گل اینقدر خوش مزه نگم برات

جیک
زده غذا رو سوزونده اخر غذا سفارش داده الانم داره میگه خودش غذا درست کرده

سونگهون
ایشون وقتی داشت خمیر درست میکرد بجای جوش شیرین نمک ریخته الان هردو داخل دستشویین👍🏻👍

سونو
زده کاملا خیلی شیک آشپز خونه رو با خاک یکسان کرده

جونگوون
تمام آرد ها رو روی خودش خالی کرده بعد اومده با آب پاک کنه الان خمیری شده

نیکی
بچم رشته فرنگی رو با نودل اشتباه گرفته باهاشون نودل درست کرده الان بجای نودل خمیر دارین


یک هو دلم خواست از انهایپن طنز بنویسم فاز نامشخص😖😂
دیدگاه ها (۲)

My Boy❄

پارت16 رمان🎀 عشق مدرسه ای🎀ات: شدم(شروع شد)ات: از همین الان د...

Heir of Light and Darknesspart : 11وقتی رسیدن به خونه تهیونگ...

جادویی به نام عشق

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

ویو جونگ کوک صبح:از خواب بیدار شدم و یاد اتفاق های دیروز افت...

Pat:4اسم: عاشق چشماش شدما.ت . پام گیر کرد به لبه‌ی در و افتا...

رفتار سرد

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

عشق میان ماپارت7

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط