در آغوش تو. پارت هفتم
در آغوش تو. پارت هفتم
_بله میشه ولی این قدرت رو فقط یکبار میتونم استفاده کنم!
لوسیفر و هاسک به سمت واکس تک روانه شرند.
♧خب الان چطوری میخوای قرار داد رو باطل کنی؟
_یکم پیچیدست! هم باید حدود ۲۵ ثانیه هر دوتاشون رو لمس کنم.
♧اینجوری که خیلی سخته!
_اره سخت هست ولی می ارزه.
♧.........باوشه.
وقتی به واکس تک رسیدن وارد مکانی شدن که در آنجا انجل فیلم برداری میکرد.
چشم انجل دکبود بود و گریمرا( رزی:افرادی که بازیگران رو میکاپ میکنند) در حال پوشاندن آن بودند!
انجل تا هاسک رو دید خوشحال گریمرا رو کنار زد و به سمت اون دوید.
ولنتینو به سمت لوسیفر و هاسک قدم برداشت.
ولنتینو: اوه علیاحضرت! خوشحالم که در این مکان شما را ملاقات میکنم. برای چی اینجا هستید؟
_ام....
○بگذارید حدس بزنم. برای ستاره شدن؟ من میتوانم شما را به یک ستاره تبدیل کنم!
_اوه نه من برای این اینجا نیومدم راستش.......اومدم که.....با همکارای همکارای چارلی آشنا بشم اره😁😁😅😅
♧*عاشق دلیلت شدم😐*
○.......منطقیه......
لوسیفر دست انجل و ول رو گرفت.
_خببببب. بیاین بیشتر باهم آشنا بشیم...*۴،۳،۲،۱.......*
یکدفعه صدایی عصبی به گوش رسید.
ولووت: ول! میشه بگی چه غلطی میکنی؟
_*چراااااااااااااااا؟*
○مگه چیکار کردم؟
$چیکار کردی؟ بهتریم مدلمو که بعد اونیکی آوردمش رو خوردی!
○اه کار خاصی نکردم. یکی دیگرو پیدا کن.
$هاهاها یکی دیگرو پیدا کنم تو اصلا می_ وایسا ببینم! این پادشاه جهنم نیست؟
پایان پارت هفت🩷🩷🩷
_بله میشه ولی این قدرت رو فقط یکبار میتونم استفاده کنم!
لوسیفر و هاسک به سمت واکس تک روانه شرند.
♧خب الان چطوری میخوای قرار داد رو باطل کنی؟
_یکم پیچیدست! هم باید حدود ۲۵ ثانیه هر دوتاشون رو لمس کنم.
♧اینجوری که خیلی سخته!
_اره سخت هست ولی می ارزه.
♧.........باوشه.
وقتی به واکس تک رسیدن وارد مکانی شدن که در آنجا انجل فیلم برداری میکرد.
چشم انجل دکبود بود و گریمرا( رزی:افرادی که بازیگران رو میکاپ میکنند) در حال پوشاندن آن بودند!
انجل تا هاسک رو دید خوشحال گریمرا رو کنار زد و به سمت اون دوید.
ولنتینو به سمت لوسیفر و هاسک قدم برداشت.
ولنتینو: اوه علیاحضرت! خوشحالم که در این مکان شما را ملاقات میکنم. برای چی اینجا هستید؟
_ام....
○بگذارید حدس بزنم. برای ستاره شدن؟ من میتوانم شما را به یک ستاره تبدیل کنم!
_اوه نه من برای این اینجا نیومدم راستش.......اومدم که.....با همکارای همکارای چارلی آشنا بشم اره😁😁😅😅
♧*عاشق دلیلت شدم😐*
○.......منطقیه......
لوسیفر دست انجل و ول رو گرفت.
_خببببب. بیاین بیشتر باهم آشنا بشیم...*۴،۳،۲،۱.......*
یکدفعه صدایی عصبی به گوش رسید.
ولووت: ول! میشه بگی چه غلطی میکنی؟
_*چراااااااااااااااا؟*
○مگه چیکار کردم؟
$چیکار کردی؟ بهتریم مدلمو که بعد اونیکی آوردمش رو خوردی!
○اه کار خاصی نکردم. یکی دیگرو پیدا کن.
$هاهاها یکی دیگرو پیدا کنم تو اصلا می_ وایسا ببینم! این پادشاه جهنم نیست؟
پایان پارت هفت🩷🩷🩷
- ۲۹۱
- ۱۲ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط