{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part ⁸

part ⁸

ویو شوعرممم👈🏻👉🏻🎀:

بعد از اینکه خانواده ها رو تونستیم گول بزنیم مونده بودم چرا ات ازم دفاع کرد؟ من که کتکش زدم قراره بلاهای بدتری سرش بیارم پس چرا؟

بیخیال افکارم شدم


* فلش بک به رفتن خانواده ها..


+: چرا اونجا ازم دفاع کردیی؟؟
+:هااااااا؟؟؟
+: فکر کردی من بی عرضم نمیتونم از خودم دفاع کنم؟؟؟
*عربده

ات: جونگکوک چی میگی میخواستی برم بهشون بگم کتکم میزنی؟

جونگکوک: خفههههههههه یه کلمه نشنوم چی میگیی سریع برو اتاق لباس بردگیت و بپوش بیا کارت دارم


ویو ات:

این چشه؟
چون ازش دفاع کردم اینطوری میکنه؟
مگه چیکار کردم؟
یعنی باید به مامان و بابام میگفتم که کتکم میزنه؟* بغض

ویو ستاره☆★:

وقتی ات رفت بالا و لباساش و عوض کرد جونگکوک و دید که با یه پارچه اندازه کف دست و یه لیوان آب وسط عمارت ایستاده

جونگکوک: با همین ۲ تا وسیله کلللللللللللل عمارت و تمیز میکنی تا صبح حق خوابیدن نداری

ات: یعنی چییییی؟؟؟؟؟؟ چی میگی توووو من از صبح تاحالا دارم کار میکنمم بعد که میخوام استراحت کنم اینطوری میکنیی؟؟؟(داد، بغضی که هر لحظه ممکنه بشکنه)

جونگکوک: خفه شووووووو دختره ی هرزه رو سر من داد میزنیییی؟؟؟؟؟(عربده)


جونگکوک رفت سمت ات و هلش داد که باعث شد ات بیوفته بعد از یقه لباسش بلندش کرد و بردش سمت اتاق شکنجه

ویو جونگکوک:

وقتی از یقه بلندش کردم و داشتم میبردمش دیدم صورتش بنفش شده به محض اینکه رسیدیم به اتاق شکنجه پردش کردم به سمت دیوار که با کمر به دیوار برخورد کرد و سر خورد افتاد زمین

رفتم سمت وسیله ها و یه شلاق نسبتا کلفت گرفتم و شروع به کتک زدنش کردم حدود ۴ ساعت داشتم میزدمش که دیدم کل اون تیکه ای که ات نشسته قرمزه و تمام سر و صورتش هم قرمزه نزدیکش شدم دیدم بزور نفس میکشه، ترسیدم....خیلی ترسیدم نکنه مرده باشه بلندش کردم و بردم بیمارستان


* رفتن بیمارستان و ات و بردن اتاق عمل داشتم همینجوری گریه میکردم نه بخاطر ات......بخاطر اینکه اگه بمیره جواب مامان باباشو چی بدم(مرسی که به فکرشی🗿💔)


چند ساعت گذشته بود و ات هنوز نیومده بود حدودای دم دمای صبح بود که دکتر بودم

علامت دکتر: @

@ آقای جئون شما با ایشون چیکار کردین؟؟؟(عصبی

+ چرا چیشده مگه؟(استرسی و نگران

@ چی شده؟؟؟ دستشون شکسته زانوشون در رفته به سرشون ضربه خیلی شدیدی وارد شده آنقدر با شلاق بهشون ضربه خورده اون شلاق تک تک قسمت های بدنشونو پاره کرده بزور با بخیه بستیمشون احتمال زنده بودنشون ۳ درصد بود بعد میگین چی شده؟

+ خ....خوب الان حالش چطوره؟

@ توی قسمت مراقبت های ویژه ان یه یک هفته اینجا بمونن میتونین ببریدشون اما تا وقتی که حالشون کامل خوب نشه حق انجام هیچ کاری رو ندارن!
دیدگاه ها (۴۷)

part ⁷جونگکوک: م.....*پریدن وسط حرفشب.ج: تو اصن میدونی که گو...

part ⁶ویو جونگکوک:وقتی بابام تلفن و قطع کرد چند ثانیه به گوش...

افسرده پارت اول

درخواستیوقتی بیماری قلبی داری اون..Part:³ با چیزی که شنید‌ خ...

Destiny part 9

The unwanted Roommate _________________________ویو پارک یوری...

part ⁹* ۲ ماه بعد..ویو ستاره کوشولوتون👈🏻👉🏻🎀:توی این ۲ ماه ات...

فیک افسرده پارت پنج

Blood contract/رمان مافیایی(تهیونگ)

#قلبی_در_دو_بدنP1*ویو ات*ساعت شیش صبح با صدای زنگ گوشیم از خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط