چه شد که نوروزونوروز شد

🤴🏻🔮 چه شد که نوروز، نوروز شد؟
نگاهی کوتاه به چند داستان کمتر شنیده شده از نامگذاری #نوروز


- گفته شده که در زمان تهمورس و در چنین روزهایی صابئه(از کیش‌های باستانی) پدید آمد و هنگامی که جمشید به پادشاهی رسید، این دین را آیین‌مند(رسمی) دانست و این کار از دید مردم بسیار بزرگ آمد. پس آن روز را جشن گرفتند و نوروز نامیدند. اگرچه پیش از آن هم نوروز بزرگ و باشکوه بود.

- در داستان دیگری گفته شده که چون جمشید برای خود گردونه ساخت، در این روز بر آن نشست و ابلیس، دیوها و پریان او را در هوا بردند و در یک روز از کوه دماوند به بابِل رسید. مردم از این رخداد در شگفتی شدند و جشن گرفتند و برای یادبود آن هر سال بر تاب می‌نشستند و تاب می‌خوردند.

- گویا جمشید در شهرها بسیار گردش می‌کرد. گفته‌اند چون جمشید خواست به آذربادگان(آذربایجان) درون شود، بر سریری از زر نشست و مردم آن را بر روی دوش خود بردند. چون پرتو آفتاب بر آن تابید و سریر جمشید درخشید، آن روز را جشن گرفتند.
این داستان را اینگونه هم گفتند که سریر جم از زر و گوهرهای فراوان بود. تخت را بر بلندی‌های آذربادگان گذاشتند و جم با تاگ(تاج) بر سر روی تخت نشست و هنگامی که آفتاب بامداد دمید، مردم از درخشش تخت او شاد شدند و پسوند شید(نور) را بر نام او افزودند و جمشید نامیدندش.

- داستان خواندنی دیگر اینکه جمشید در این روز نیشکر را شناخت و آن را شکست و شیرینی‌اش را نوشید. مردم از یافتن نیشکر خوشمزه شاد شدند و جشن گرفتند و هر سال در نوروز شیرینی‌های گوناگون
دیدگاه ها (۱)

پارت اول — قبل از آن روزهیچ‌چیز قرار نبود آن روز تغییر کند.ب...

𝖕𝖆𝖗𝖙9صبح، قصر مروارید لباس عزا پوشید. پرده‌های سیاه از پنجره...

💗 قولی که شکستییک هفته گذشته بود.هفت روزی که ا.ت تلاش کرده ب...

#استادانصاریان در سخنرانی خود به حکایت شیرین با محوریت #مولا...

### **پارت چهارم: اعتراف زیر باران**نگاهت میان چشم‌های خیره ...

اجبار به بدبختی پارت۱۷

$-The Fairy's - Monster's wrong love-$👒Part 3 👒آن روز فرا رس...

Custom bride part : 9

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط