{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نابینایی در شب تاریک، سبویی بر دوش و چراغی در دست داشت و

نابینایی در شب تاریک، سبویی بر دوش و چراغی در دست داشت و به راهی میرفت.
شخصی فضول به او رسید و خطاب به وی گفت: ای نادان، شب و روز پیش تو یکسان است و روشنی و تاریکی برابر... چرا با خود چراغ حمل میکنی؟

نابینا گفت: این چراغ را برای این برداشته ام تا یکنفر کوردلی چون تو، تنه نزند و سبوی مرا نشکند !!
دیدگاه ها (۳)

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

نابینا و فضول نابینایی در شب تاریک سبویی بر دوش و چراغی در د...

#داستان_شب..نابینائی در شبِ تاریک چراغی در دست و سبوئی بر دو...

نابینائی در شب تاریک چراغی در دست و سبوئی بر دوش در راهی می ...

#حکایت نابینائی در شب تاریک چراغی در دست و سبوئی بر دوش در ر...

#نابینا و #چراغ نابینائی در شب تاریک چراغی در دست و سبوئی بر...

#حکایت_زیبانابینائی در شب تاریک چراغی در دست و سبوئی بر دوش ...

عالی...نابینائی در شب تاریک چراغی در دست و سبوئی بر دوش در ر...

چه کسی نابیناست؟

#حکایتمردی نابینا در شبی تاریک چراغی در دست درحالی که کوزه‌ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط