سربازهایکی یکی می افتادند..فرمانده به گروه سربازان نصف ون

سربازهایکی یکی می افتادند..فرمانده به گروه سربازان نصف ونیمه اش نگاه کرد،گفت سکه می اندازم اگر شیربیاید برنده ایم
خط بیاید بازنده ایم
هر دو طرف سکه فرمانده شیر بود...
💪 🏻 ❤ 💪
#branko
دیدگاه ها (۳)

~📣🏆 یوروبون!قبلاً براتون نوشته بودیم که Billboard، BTS رو یک...

👈👈👈👈دوقلوهای افسانه ی خطرناک👉👉👉👉🔴 خانم مهاجرانی سخنگوی دولت:...

سناریو جونگکوک

گل لیلیوم پارت ۵خبر مهمی دارمگروه برنده ، نفری یک استلا می گ...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۱۱ | «همه با هم» ...

وقتی اون تورو به سرپرستی می‌گیره و...p35ویو راویحدود نیم ساع...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۳۲ پارتصبح روز بعد، وقت...

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

🍷 Red Wineپارت ۲۶ — علامتماشین با سرعت از جاده‌ی خیس دور می‌...

ادامه ی قسمت دوم رمان هفتمین سایه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط