𓆩 پارت ۸۰ 𓆪 🖤

𓆩 پارت ۸۰ 𓆪 🖤

جیمین مقابل مرد ایستاد.

ـ از اینجا برو بیرون!

مرد خندید. ـ هنوزم فکر می‌کنی می‌تونی همه‌چیز رو کنترل کنی؟

ات با صدایی لرزون پرسید: ـ حقیقت داره؟ تو باعث مرگ مادرم شدی؟

جیمین بهش نگاه کرد. ـ نه... من فقط اون شب نتونستم نجاتش بدم.

ـ پس چرا بهم نگفتی؟!

جیمین سکوت کرد.

مرد میان حرفشون پرید: ـ چون حقیقت خیلی کثیف‌تر از چیزیه که فکر می‌کنی!

ات به سمتش برگشت. ـ منظورت چیه؟

مرد عکسی روی میز گذاشت.

ات با دیدن عکس خشکش زد؛ مادرش کنار همان مرد ایستاده بود و دستش را روی شانه‌ی او گذاشته بود.

ـ این عکس مال شب قبل از مرگ مادرته.

ات با ناباوری زمزمه کرد: ـ تو... کی هستی؟

مرد لبخندش رو از دست داد.

ـ من کسی هستم که مادرت قبل از مرگش، آخرین راز زندگیش رو بهش سپرد.

جیمین ناگهان فریاد زد: ـ خفه شو!

اما مرد آخرین جمله رو گفت:

ـ ات، من پدر واقعی توام! 🖤
دیدگاه ها (۰)

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت بیست‌وهفتم 𓆪 🖤🥀اسما به صفحه‌ی خاموش گوشی خیر...

𓆩🩸𓆪 𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐎𝐀𝐓𝐇 ⛓️ پیمان خون | پارت ⁴ 🥀━━━━━━━━━━━━━━[عمارت ک...

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍فصل دوم | پارت ۲۷ | رو‌به‌رومرد چند قدم جلو آمد.جونگ‌ک...

چندپارتی جونگ کوک

چند پارتی تهیونگ

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۶ات با شنیدن حرف سامان، آرام به ...

چندپارتی یونگی (درخواستی)

𓆩🩸𓆪 𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐎𝐀𝐓𝐇 ⛓️ پیمان خون | پارت ³ 🥀━━━━━━━━━━━━━━━━━━[عما...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟗ساعت از نیمه‌شب گذشته بود.اِریا کنار پ...

پارت ۱۹۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط