{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تنها تر از نیلوفرِ مردابِ خاموشی

تنها تر از نیلوفرِ مردابِ خاموشی
غمگین تر از بارانیِ سردی که می پوشی!

با چشم هایی خسته و تب کرده بیدارم
می ترسم از یک پلک و یک دنیا فراموشی!

می ترسم از برق نگاهت لحظه ی رفتن
از سردیِ آهِ تو هنگام هم آغوشی

یک شب دلت را جای من "بی تو" تصورکن
دیدی چه ساده مثل سیر و سرکه می جوشی

فنجان قهوه، شعر، شب، نه نه نمیچسبد
لطفا بمان حتی اگر چیزی نمی نوشی!

لطفا شبت را روی بازوهای من سر کن
ای چشم هایت بهترین داروی بی هوشی

رویای من مردن به روی دست های توست
هرچند بعد ازمن تو هم مشکی نمیپوشی!
دیدگاه ها (۳)

هر کسی بر لب تو، دقت بسیار کندتا ابد روی دلش غصه تلنبار کندم...

ﺑﻌﺪ ﺗﻮ ﺧﻮﺏِ ﺧﻮﺏ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡﺯﻧﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﺗﻘﺎﺭﻥ ﺳﺨﺘﻪﯾﮑﯽ ﯾﮏ ﻋﻤﺮ ﺑﯽ ﺗﻮ ﺩﻟ...

همیشه تشنهء یک صحبتم ولی افسوس عذاب میدهدم این سکوت مبهم تو

عشق منمرا بگیردر پناه بازوانتعمر عشقمثل عمر شمع ها ستدوستت د...

لز دشمنان تا عاشقان

🍷 Red Wineپارت ۲۳ — حقیقت نیمه‌کارهصدای موتور ماشین در جاده‌...

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

p22ماشین جلوی دروازه‌های آهنی عمارت ایستاد.تهیونگ چند ثانیه ...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²³ویو میکا_____صدای قدم...

𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 𝖔𝖋 𝖑𝖔𝖛𝖊سایه های عشق.📜.🖇️.📜---پارت یک: سئول، خیابان‌ه...

پارت بیست‌ونهم | فرودپارک لارانور کم‌رنگ صبح از پنجره‌ی هواپ...

P : 28

خانوم مدیرعاملپارت سوم | اولین برخورددرِ آسانسور که باز شد، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط