I wish I never saw it. (پارت3)

دکتر: اقای پارک گفتن دسته تو نو پانسمان کنم

هه اقای پارکت میزنه بعد میخواد دستمو پانسمان کنی(توی دلم)

ت ا: نمیخوام

دکتر: نمیشه

ت ا: همین که گفتم نمیخوام

دکتر: خانم ت ا لطفلا اقای پارک دعوام میکنن

ت ا: نمیخواد... چیزی نمیشه با من

با کلی نه من بلخره رفت رو تخت دراز کشیدم به دستام نگاه میکردم اشک میریختم بعد چند ساعت به خاطره گریه چشمام سنگین شد خوابیدم

جیمین
چند ساعتی رو داشتم کار میکردم بلخره کارام تموم شدن به هوای ت ا رفتم سمت اتاقش دره اتاقشو باز کردم بهش نگاه کردم خواب بود نگاهم رفت سمت دستاش یلحضه خون جلو چشمام گرفت از اتاق اومدم بیرون

جیمین: اجوماااا

اجوما بدو اومد سمتم

اجوما: چیشده اقا؟

جیمین: مگه نگفتم به جانگ هو بگو بیاد دستایی ت ا رو پانسمان کنههه

اجوما: بله اقا... بهشون گفتم ایشونم اومدن نمیدونم چرا دستاشونو پانسمان نکردن

جیمین: برو بهش بگو بیاد همین حالاا

اجوما: چشم

اعصابم خورد بود چرا  دستشو پانسمان نکرد چند دقیقه بعد اومد

دکتر: چیشده اقا

جیمین: زهرمارو چیشده مگه نگفتم دستشو پانسمان کن هااا

دکتر: چ... چرا اقا... ولی خودشون گفتن نمیخواد

جیمین: ت ا گوه خورد با تو... گمشو
دیدگاه ها (۳۳)

مافیای من

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

P12تقریباً یک هفته از شبی که با جیمین وارد رابطه شده بود میگ...

چند پارتی

مرد من 2

کونیچیوا مینا_سان 👋 ببخشید یه چند وقتیه نیستم.بنده برگشتم و ...

𝓛𝓲𝓽𝓽𝓵𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓼𝓸𝓷𝓮𝓻 [𝓹𝓪𝓻𝓽 ³⁰]*تهیونگ ویو*دکمه‌ی طبقه‌ی سوم را فش...

پارت ۲دیگه مشخص نبود گریه کردم پس از دست شویی رفتم بیرون و د...

part : sixجیمین : ا‌.ت کدوم دوستت میاد ؟ا.ت : جیا . جیمین چر...

فیک تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط