سناریو بلولاک

سناریو بلولاک
وقتی تحریکن و رو پاشون میشینیم و ندونیم(به چسقدر تغییر):
ایساگی: کم پیش میاد که تحریک باشه ولی امان از روزی که تحریک بشه بزور میتونی راه بری، اما امروز فرق میکرد خیلی تحریک شده بود ولی چیزیی بهت نمیگفت و توهم نمیدونستی و رو پاش نشستی ایساگی ناله ای کرد و کشیدت و بردت اتاق
رین: میخواست مثلا خودش رو سرسخت نشون بده و چیزی بهت نگه ون وقتی که برید روی تخت رین از همیشه سخت گیر میشه و نمیتونه خودش رو کنترل کنه ولی وقتی روی پاش نشستی انگار از خود بیخود شد، بلند شد دستت رو گرفت و کشید برد اتاق
سائه:چیزی نمیگفت و جوری وانمود میکرد که هیچ اتفاقی نیوفتاده و تا جایی هم موفق بوده و تو متوجه اش نشدی ولی وقتی روی پاش نشستی متوجه شدی که خیلی اونش(همون...) سفته بهش نگاه کردی چیزی نگفت بردت به عبادتت🕋📿
باچیرا: سعی میکرد با شوخی و و سرگرم کردن خودش، خودش رو از تحریک بودن نجات بده، خواست کمی استراحت کنه نشست و تو سریع رفتی روی پاش نشستی «عاحح» تعجب کردی و به سمتش برگشتی و نگران شدی با یه دستت صورتش رو قتب گرفتی«حالت خوبه عزیزم؟» «من زمانی حالم خوب میشه که تو زیرم جون بدی»
ناگی: سعی کرد با استراحت کردن و خوابیدن حس تحریک بودنش رو از بین ببره ولی وقتی روی پاش نشستی یدفعه ای تکون بدی خورد و از روی پاش شوت شد- چیز یعنی افتادس پایین ناگی بلندت کرد بردت اتاق و اره...
رئو: هعی با خودش فکر میکرد چیکار کنه چیکار نکنه اخر به این رسید که باید بهت بگه وقتیدبهت گفت نگزان درد کشیدنت بودی چون شوهرت بود و نیاز داشت چیزی نگفتی و قبول کردی
چیگیری: سعی کرد با درست کردن موهاش و روتین پوستی خودش رو مشغول کنه💅🎀 تا حواسش پرت بشه ولی موفق نشد یکم نشسته بود که پریدی روی پاش و نشیتی خیلی سرخ شد ولی دیگه نمیتونست تحمل کنه و اخر کار خودشو کرد
یوکیمیا: دلش نمیومد چیزی بهت چون میدونست وقتی بخواد اون کار رو انجام بده درد خیلب شدید و بدی میگیری ولی وقتی نشستی روی پاش ذسگه نتونست خودش رو کنترل کنه بلندت کرد برد اتاق
آیکو: به این فکر که با لاس زدن با تو حواس خودش رو پرت کنه و بتونه یکم کرم وجودشو بریزه😔🪱 ولی وقتی نشستی روی پاش خنده ی زوزکی کرد «ا. ت عزیزم یلحظه بیا اتاق» وقتی رفتی درو بست و اره...
کازوما:بزور خودشو کنترل کرد تا از خپاب بیدارت نکنه(مرد زندگی:)
سندو: با فکر زنای هالیوودی تحریک شده بود و قتی توهم روی پاش با اون لباس نازکت نشیتی دیوونه شد کار خودشو انجان داد
بارو: یکمی تحریک شدنش تو مخش رفته بود و باعث شد تحریک بشه، وقتی روی پاش نشستی صبرشو از دست داد از بازو کشید بلندت کرد و به سمت اتاق رفت
هیوری: همینطور که میدونید ایشون تو همه چی 50ـ50 هستش ولی اینکه روی پاش نشستی وقتی که تحریک بود درصد 50 روی100 رفت و اره دیگه افسانه ها میگن ا. ت به گوه خوردن افتاده
کاراسو: از حالت عادی بیشتر منحرف تر شده بود همون لحظه که خواستی کونتپ بزاری بشینی بلند شد کشید بردت نمازخوخه و باهم نناز خوندید
نس: خجالت میکشید که بهت بگه ولی به این فکر کرد تو زنشی به هرحال تا خواست چیزی بگه نشستی روی پاش«ا. ت لطفاً من بهت نیاز دارم»
شیدو: خیلی از حالت عادی بیشتر تحربک سد وقتی نشستی روی پاهاش موهات رو نوازش کرد و به این فکر کرد که شاید تو نخوای اینکار رو بکنه برای همین اول ازت پرسید بعد کارشو انجلم داد
کایزر: وقتی نشستی رو پاش عاحی سرداد«عاح، خانوم کوچولو داری دیوونه ام میکنی بسکن».
پایان.
دیدگاه ها (۲۷)

سناریو بلولاک اگه تو مدرسه قلدر باشیم و اونا ازمون خوششون با...

تک پارتی بلولاک(درخواستی) کارکتر: نــــــاگــــــی سـ...

اگه دوست پسرمون باشن

سناریو قفل آبی

سناریو:وقتی با سوتین اومدیم تو استخر😈😂نامجون: تحریک میشه ولی...

### پارت ۳: سایه‌ای در اتاقِ خواب (ورود به حریمِ ممنوعه)فکر ...

سناریو توکیو ریونجرز

سناریو(درخواستی):وقتی دختره غش می‌کنه و بیهوش میشه : نامجون:...

سناریو استری کیدز وقتی

تکپارتی وقتی میبینه اکست بهت پیام داده امروز سالگرد رل تو و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط