پارت(3)
پارت(3)
مهشاد: با گریه به طرف کافه ارسلان رفتم
محراب: وایسا مهشاد
مهشاد: مگه تو نگفتی جلو چشمام نباش
محراب: حالا من یه چیز گفتم تو جرا به دل میگیری
مهشاد: وقتی بهم میگی جلو چشمام نباش یعنی برم دیگه
محراب: اصن برو واسم مهم نیست
مهشاد: آره بایدم واسه ات مهم نباشه اصن تو چه نسبتی با من داری که باید واسه ات مهم باشه
محراب: مهشاد میفهمی چی میگی ما باهم رفیقی ما
مهشاد: تو دیگه چه رفیقی هستی که واست مهم نیستم
محراب: ببخشید اعصاب بهم ریخت نفهمیدم چی گفتم حالا آشتی
مهشاد: اگه واسم یه گل بخری آشتی میکنم
ادامه اش پارت بعدی
مهشاد: با گریه به طرف کافه ارسلان رفتم
محراب: وایسا مهشاد
مهشاد: مگه تو نگفتی جلو چشمام نباش
محراب: حالا من یه چیز گفتم تو جرا به دل میگیری
مهشاد: وقتی بهم میگی جلو چشمام نباش یعنی برم دیگه
محراب: اصن برو واسم مهم نیست
مهشاد: آره بایدم واسه ات مهم نباشه اصن تو چه نسبتی با من داری که باید واسه ات مهم باشه
محراب: مهشاد میفهمی چی میگی ما باهم رفیقی ما
مهشاد: تو دیگه چه رفیقی هستی که واست مهم نیستم
محراب: ببخشید اعصاب بهم ریخت نفهمیدم چی گفتم حالا آشتی
مهشاد: اگه واسم یه گل بخری آشتی میکنم
ادامه اش پارت بعدی
- ۴.۱k
- ۱۲ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط