ptاخر
ptاخر
(ما دوتا بهترینیم )
و رفتیم لباس بخریم .....
تهیونگ ویو
رسیدیم ب مغازه لباس فروشی .
ا.ت ویو
ب مغازه لباس فروشی رسیدیم و من ی لباس بنفش خیلی خوشگل برداشتم با ی دامن مشکی
تهیونگ ویو
ا.ت اون لباس رو برداشت و منم ی لباش بنفش ک با هم یکی بشیم برداشتم
ا.ت : تهیونگ انگار یکم برات بزرگ
تهیونگ : ا.ت فکر کنم درست میگی..... اقا اینجا پرو داره
مغازه دار : بله کنار در
تهیونگ ویو
رفتم داخل و لباسمو در اوردم و پوشیدیم ....... بله همونجور ک ا.ت گفت یکم زیادی بزرگ بود
تهیونگ : ا.ت بیا
ا.ت : ( تو ذهن خودش ) من من چرا اخه برم داخل
ات ویو
رفتم داخل ک لباسشو پوشیده بود ک بله براش بزرگ
تهیونگ : ا.ت میشه ب مغازه دار بگی ی سایز کوچیک تر بهم بده
ا.ت : بله الان ......اقا لطفا ی سایز کوچیک تر نیاز دارم میشه بدین
مغازه داره : بفرمایید خانم ......جوووووووووون عشقی شما جون بخا
تهیونگ ویو
ا.ت رفت ک برای من ی سایز کوچیک تر بیاره ک یک دفعه صدای اون مرتیکه رو شنیدم ک داره با ا.ت حرف میزن اخه فقط من و ا.ت داخل مغازه بودیم و از داخل پرو بیرون اومد
تهیونگ : مرتیکه با زن منی ( با داد ) ا.ت بیا بریم چون وگر ن تا چند لحظه دیگ ایم مرد بیشور دیگ زنده نیست
اوت ویو
رفتیم تو ی لباس فروشی و لباس خریدیم و رفتیم خونه تو راه رفتن ب خونه از تهیونگ ی سوال کردم
ا.ت : تهیونگ چرا داخل مغازه داد زدی با زن من چی کار داری مگ من زن تو هستم؟
تهیونگ : ا.ت من تورو خیلی دوست دارم و حتی ب جانکوک و جیمین هم گفتم میشه من و تو باهم باشیم ؟
ا.ت : بلهههههه منم خیلی دوست دارم میخواستم امشب بهت بگم واقعاااااااااا میخوامت تو خیلی خوبی تو بهترینی و ما دوتا با هم بهترینیم .
تهیونگ ویو
اون لحظه خیلی خوب بود و من و اوت تا الان با همیم ........
تمام امید وارم خوب بوده باشه دوست دارید فیک بعد از کی باشه میخوام مافیایی باشه ؟؟؟
این فیک خوب بود؟
تا ب حال فیک ننوشتم این اولین فیکمه .
(ما دوتا بهترینیم )
و رفتیم لباس بخریم .....
تهیونگ ویو
رسیدیم ب مغازه لباس فروشی .
ا.ت ویو
ب مغازه لباس فروشی رسیدیم و من ی لباس بنفش خیلی خوشگل برداشتم با ی دامن مشکی
تهیونگ ویو
ا.ت اون لباس رو برداشت و منم ی لباش بنفش ک با هم یکی بشیم برداشتم
ا.ت : تهیونگ انگار یکم برات بزرگ
تهیونگ : ا.ت فکر کنم درست میگی..... اقا اینجا پرو داره
مغازه دار : بله کنار در
تهیونگ ویو
رفتم داخل و لباسمو در اوردم و پوشیدیم ....... بله همونجور ک ا.ت گفت یکم زیادی بزرگ بود
تهیونگ : ا.ت بیا
ا.ت : ( تو ذهن خودش ) من من چرا اخه برم داخل
ات ویو
رفتم داخل ک لباسشو پوشیده بود ک بله براش بزرگ
تهیونگ : ا.ت میشه ب مغازه دار بگی ی سایز کوچیک تر بهم بده
ا.ت : بله الان ......اقا لطفا ی سایز کوچیک تر نیاز دارم میشه بدین
مغازه داره : بفرمایید خانم ......جوووووووووون عشقی شما جون بخا
تهیونگ ویو
ا.ت رفت ک برای من ی سایز کوچیک تر بیاره ک یک دفعه صدای اون مرتیکه رو شنیدم ک داره با ا.ت حرف میزن اخه فقط من و ا.ت داخل مغازه بودیم و از داخل پرو بیرون اومد
تهیونگ : مرتیکه با زن منی ( با داد ) ا.ت بیا بریم چون وگر ن تا چند لحظه دیگ ایم مرد بیشور دیگ زنده نیست
اوت ویو
رفتیم تو ی لباس فروشی و لباس خریدیم و رفتیم خونه تو راه رفتن ب خونه از تهیونگ ی سوال کردم
ا.ت : تهیونگ چرا داخل مغازه داد زدی با زن من چی کار داری مگ من زن تو هستم؟
تهیونگ : ا.ت من تورو خیلی دوست دارم و حتی ب جانکوک و جیمین هم گفتم میشه من و تو باهم باشیم ؟
ا.ت : بلهههههه منم خیلی دوست دارم میخواستم امشب بهت بگم واقعاااااااااا میخوامت تو خیلی خوبی تو بهترینی و ما دوتا با هم بهترینیم .
تهیونگ ویو
اون لحظه خیلی خوب بود و من و اوت تا الان با همیم ........
تمام امید وارم خوب بوده باشه دوست دارید فیک بعد از کی باشه میخوام مافیایی باشه ؟؟؟
این فیک خوب بود؟
تا ب حال فیک ننوشتم این اولین فیکمه .
- ۶۱.۶k
- ۱۲ مهر ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط