یه آرمی گفته:

یه آرمی گفته:
"امروز با آپای موچی در کافه‌اش ملاقات کردم و بهش دست دادم😍
من یکی از اون 15 نفری بودم که آلبوم امضا شدهٔ FACE رو بردم.
نوشته‌های محبت‌آمیزی روی میز بود.
بابای جیمین آدم خیلی خوبیه.
صورت، حالت و حرکاتش واقعا شبیه جیمینه.
دستاش گرم و نرم بود...
من خیلی شانس داشتم.😭
دیدگاه ها (۰)

TEN YEARS OLD LOVE ⁶

قرار ساختگی واقعی

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم ___part:23

KIM V

part 3رفتم سمت میز و جمعش کردم.. بعدش سمت اتاقم قدم برداشتم....

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 1(ویو نلا) صبح زود با بر...

زیبای کوچک فریبکار

گمشده در اعماق جنگلهیونجین/ا.تپارت:۴با سردرد بدی چشماش رو با...

پارت: 25 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**اگر کسی چند هفته پیش بهم ...

Part "66"☆ویو تهیونگ☆صبح زود، قبل از اینکه خورشید کاملاً بال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط