{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی گرگینه بود📎

وقتی گرگینه بود📎
پارت ۵
×دویونگ
+ا...اسم منو از کجا میدونه؟
برگشتم سمتش
خیلی عادی داشت نگاهم میکرد
نه قصد حمله داشت
و نه قصد صدمه زدن
و این خیلی عجیب بود
شروع کرد به انجام دادن یه حرکاتی که...اصلا به نظرم منطقی نبودن
پیش پام نشست اول ترسیدم و خواستم عقب برم ولی دیدن سرشو‌تکیه داده به پام و چسبیده بهم
تعجب کردم....نشستم
+اسمت چیه؟
×جونگکوک
اسمش جونگکوکه...
اولین باره که میبینم یه گرگینه به زبان انسان حرف میزنه...
خب وقتی فهمیدم قصد صدمه زدن نداره سعی کردن بهش نزدیک بشم ببینم چیکارم داره
+خب جونگکوک....چیزی شده؟
چیزی نگفت به بیشتر سرشو‌ چسبوند بهم
با تمام ترسی که داشتم اروم سرشو ناز کردم
تازه وقتی داشتم می‌فهمیدم چرا یه گرگینه باید این همه روز تعقیبم کنه و عجیب تر هیچکاری باهام نداشته باشه صدای پای معلمم رو شنیدم
مثل کسی که برق سه فز بهش وصل کرده باشن پریدم
با صدایی که به زور شنیده می‌شد
+جونگکوک..معلمم داره میاد...اگر مارو توی این وضعیت ببینه صددرصد اخراجم میکنه
+فردا شب برمیگردم همینجا باشه؟
سرشو تکون داد ولی به بغض کوچیک تو چشماش نشست
بدو بدو دوییدم سمت چادر
جویونگ خواب بود
باید می‌فهمیدم دلیل رفتارهای عجیب اون گرگینه چیه
گوشیم رو برداشتم و وارد ai شدم
تمامی رفتار های جونگکوک رو توضیح دادم
و جوابی که نشونم داد باعث شد گوشی از دستم بیوفته...
ادامه دارد...
حمایت کنید قربونتون برم📎
دیدگاه ها (۶)

پارت ۲۸ — «شامِ فاجعه»نیم ساعت بعد، بوی عجیبی کل خونه رو برد...

Pat:3اسم: عاشق چشماش شدما.ت . دوستت دارمجونگکوک .😨ا.ت . 😧ا.ت...

پارت ۲۳ — «عکس ممنوعه»رها هنوز لبخند می‌زد و عکس رو پشت سرش ...

پارت ۱۸ — «چالش عجیب»جونگکوک جعبه رو جلو کشید و یه کاغذ دیگه...

ترکم نکن

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 2وقتی توی مدرسه دعوات شد.....«ویوا.ت» سعی کردم بحث ...

P³¹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

((جوانه عشق در قلبی سنگی))Part:12 ویو روای [یونسو و‌لارا ...

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط