# قولی_که_شکست

# قولی_که_شکست

###پارت ۶

آیا رابطه این دو مثل پسر عمه و پسر دایی میمونه کسی به غیر از تهیونگ نمی‌دونست


بریم ادامه 👇
امروز تولد ۶ سالگی تهیونگ بود
و همه اعضای خانواده در حال آماده شدن برای تولد تهیونگ بودند

( نکته جونگکوک الان ۲ سالشه )

ویو تهیونگ
از خواب بیدار شد رفت دستشویی
و بعد طبق عادتش رفت پیش جونگکوک

جونگکوک یه اتاق جدا داره مثل تهیونگ

_صبح یخیر جونگکوکی پیدار شو
(صبح بخیر جونگکوکی بیدار شو

جونکوک تکونی خورد اما بیدار نشد
تهیونگ اخم کرد و با دست هاشو سعی کرد چشم های جونگکوک باز کنه

جونگکوک بعد از این کار تهیونگ ،چشم هاشو باز کرد و اول به تهیونگ و به اطراف نگاه کرد
جونگکوک میتونست حرف بزنه اما نه زیاد
+پکن ته ته
(نکن ته ته )

تهیونگ خندید گفت :
_باشه شاهزاده حالا پیدار میشی
(باشه شاهزاده حالا بیدار میشی )

جونگکوک با کمک تهیونگ بلند شد و روی تخت نشست

تهیونگ با لحن ذوق دار گفت
_کوکی امروز تولدمه

جونگکوک با حالت تعجب به تهیونگ نگاه کرد گفت:
+پولد چیه ؟

تهیونگ با لحن مهربون گفت :
_ روزی که آدم به دنیا میاد

جونکوک سری تکون داد گفت :
+آهان

تهیونگ گفت :
_به نظرت مامان و بابام و عمه و شوهر عمه چی برام می‌خرن

جونکوک سر به نشونه نمیدونم تکون داد و گفت :
+ پنم میجوام برات یه چتزی پادو بدم
(منم میخوام برات یه چیزی کادو بدم )

تهیونگ ذوق کرد گفت :

_واقعا

جونگکوک سری به نشونه اره تکون داد


و تهیونگ محکم جونگکوک بوس کرد و بلغش کرد


جونگکوک گفت :

.
.
دیدگاه ها (۳)

𝓥𝓸𝓻𝓸𝓳𝓪𝓴 𝓮 𝓶𝓪𝓷⁴توی راه برگشت به خونه، جیمین با اخم و سکوت، پش...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۷۱ | آت... نظرت چی...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۸۵لیویا که دراز کشید...

Pat:6اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک . سرم و اوردم بالا و با خنده...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "49""ویو پارک جیمین"بعد از...

My Arirang Part 11با احساس سرمای تیغ شمشیر فردی زیر گلوش زبا...

p3

ᴘᴀʀᴛ ۳۰ | یه روز بدون برنامهصبح روز تعطیل بود.آرا با صدای زن...

«رایحه پنهان»امروز روز استراحت تهیونگ بود.از صبح هیچ کاری ند...

Part 49کیم‌ویا.تبا احساس خفگی از خواب بیدار شدمتهیونگ محکم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط